donkeyman

[ایالات متحده]/ˈdɒŋkimæn/
[بریتانیا]/ˈdɔŋkimæn/

ترجمه

n. اپراتور دستیار؛ مدیر موتور دستیار
Word Forms
جمعdonkeymen

عبارات و ترکیب‌ها

donkeyman duties

وظایف مرد شتر

donkeyman role

نقش مرد شتر

donkeyman training

آموزش مرد شتر

donkeyman skills

مهارت‌های مرد شتر

donkeyman position

موقعیت مرد شتر

donkeyman equipment

تجهیزات مرد شتر

donkeyman responsibilities

مسئولیت‌های مرد شتر

donkeyman job

شغل مرد شتر

donkeyman tasks

وظایف مرد شتر

donkeyman experience

تجربه مرد شتر

جملات نمونه

the donkeyman worked tirelessly on the ship.

ملوان سخت‌کوشانه روی کشتی کار می‌کرد.

every donkeyman knows the importance of safety at sea.

هر ملوان می‌داند که ایمنی در دریا چقدر مهم است.

the donkeyman was responsible for loading the cargo.

ملوان مسئولیت بارگیری محموله را بر عهده داشت.

as a donkeyman, he had to be strong and reliable.

به عنوان ملوان، او باید قوی و قابل اعتماد بود.

the donkeyman shouted commands to the crew.

ملوان دستورات را به خدمه فریاد می‌زد.

being a donkeyman requires good communication skills.

ملوان بودن نیازمند مهارت‌های ارتباطی خوب است.

the donkeyman ensured that everything was secure before departure.

ملوان اطمینان حاصل کرد که قبل از عزیمت همه چیز امن باشد.

each donkeyman has a unique way of handling the animals.

هر ملوان روش منحصر به فردی برای رسیدگی به حیوانات دارد.

the donkeyman shared stories of his adventures at sea.

ملوان داستان‌های ماجراجویی‌های خود را در دریا با دیگران به اشتراک گذاشت.

training to be a donkeyman takes time and dedication.

آموزش برای ملوان بودن زمان و تعهد می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید