doomsayer

[ایالات متحده]/ˈduːmˌseɪə/
[بریتانیا]/ˈduːmˌseɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که فاجعه یا بدبختی را پیش بینی می کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

doomsayer prophecy

پیشگوییِ بدبینانه

doomsayer warning

هشدارِ بدبینانه

doomsayer rhetoric

زبانِ بدبینانه

doomsayer predictions

پیش‌بینی‌هایِ بدبینانه

doomsayer claims

ادعاهایِ بدبینانه

doomsayer narrative

داستانِ بدبینانه

doomsayer mentality

ذهنیتِ بدبینانه

doomsayer fears

ترس‌هایِ بدبینانه

doomsayer ideology

ایدئولوژیِ بدبینانه

doomsayer vision

چشم‌اندازِ بدبینانه

جملات نمونه

the doomsayer predicted a catastrophic event.

پیشگوپرهیز پیش‌بینی یک رویداد فاجعه‌بار کرد.

many dismissed the doomsayer's warnings as paranoia.

بسیاری از هشدارهای پیشگوپرهیز را به عنوان بدبینی نادیده گرفتند.

the doomsayer's words echoed in the minds of the people.

کلمات پیشگوپرهیز در ذهن مردم طنین‌انداز شد.

despite being a doomsayer, he had a loyal following.

با وجود اینکه پیشگوپرهیز بود، او طرفداران وفاداری داشت.

the doomsayer warned of impending doom for the environment.

پیشگوپرهیز از نابودی قریب‌الوقوع محیط زیست هشدار داد.

people often ignore the doomsayer until it's too late.

مردم اغلب پیشگوپرهیز را نادیده می‌گیرند تا زمانی که خیلی دیر شود.

the doomsayer claimed that society was on the brink of collapse.

او ادعا کرد که جامعه در آستانه فروپاشی است.

his reputation as a doomsayer made him unpopular.

شهرت او به عنوان یک پیشگوپرهیز باعث شد که او غیر محبوب شود.

some view the doomsayer as a visionary, while others see him as a fool.

برخی او را به عنوان یک آینده‌نگر می‌بینند، در حالی که دیگران او را به عنوان یک احمق می‌بینند.

the doomsayer's predictions often provoke fear among the masses.

پیش‌بینی‌های پیشگوپرهیز اغلب ترس را در بین مردم برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید