dopa

[ایالات متحده]/ˈdəʊpə/
[بریتانیا]/ˈdoʊpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دی‌هیدروکسی‌فنیل‌آلانین; DOPA
Word Forms
جمعdopas

عبارات و ترکیب‌ها

dopa receptor

گیرنده دوپا

dopa deficiency

کمبود دوپا

dopa response

پاسخ دوپا

dopa levels

سطح دوپا

dopa treatment

درمان دوپا

dopa analogs

آنالوگ‌های دوپا

dopa synthesis

سنتز دوپا

dopa metabolism

متابولیسم دوپا

dopa signaling

سیگنالینگ دوپا

dopa agonist

آگونیست دوپا

جملات نمونه

people often refer to dopa as a neurotransmitter.

افراد اغلب به دوپا به عنوان یک انتقال‌دهنده عصبی اشاره می‌کنند.

dopa plays a crucial role in mood regulation.

دوپا نقش حیاتی در تنظیم خلق و خو دارد.

many studies focus on the effects of dopa on motivation.

بسیاری از مطالعات بر روی اثرات دوپا بر انگیزه تمرکز دارند.

some medications increase dopa levels in the brain.

برخی داروها سطح دوپا را در مغز افزایش می‌دهند.

low dopa levels can lead to depression.

سطح پایین دوپا می‌تواند منجر به افسردگی شود.

exercise can boost dopa production in the body.

ورزش می‌تواند تولید دوپا را در بدن افزایش دهد.

understanding dopa is essential for neuroscience.

درک دوپا برای علوم اعصاب ضروری است.

some foods are known to enhance dopa synthesis.

برخی غذاها به عنوان افزایش‌دهنده سنتز دوپا شناخته شده‌اند.

research shows a link between dopa and pleasure.

تحقیقات پیوند بین دوپا و لذت را نشان می‌دهد.

parkinson's disease is associated with low dopa levels.

بیماری پارکینسون با سطح پایین دوپا مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید