doridens

[ایالات متحده]/dɔːˈraɪ.dənz/
[بریتانیا]/dɔˈraɪ.dənz/

ترجمه

n. داروی آرامبخش و خواب‌آور، همچنین به عنوان سوکسینات دکسیلامین شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

doridens species

گونه‌های دوریدنس

doridens habitat

زیستگاه دوریدنس

doridens characteristics

ویژگی‌های دوریدنس

doridens behavior

رفتار دوریدنس

doridens classification

طبقه بندی دوریدنس

doridens morphology

ریخت شناسی دوریدنس

doridens research

تحقیقات دوریدنس

doridens ecology

اکولوژی دوریدنس

doridens distribution

توزیع دوریدنس

doridens anatomy

آناتومی دوریدنس

جملات نمونه

doridens are fascinating creatures in the marine ecosystem.

دوریدنس‌ها موجوداتی جذاب در اکوسیستم دریایی هستند.

researchers study doridens to understand their behavior.

محققان دوریدنس‌ها را برای درک رفتارشان مطالعه می‌کنند.

doridens can be found in various ocean habitats.

دوریدنس‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف اقیانوس یافت.

the colors of doridens often serve as camouflage.

رنگ‌های دوریدنس‌ها اغلب به عنوان استتار عمل می‌کنند.

many divers enjoy observing doridens during their dives.

غواصان زیادی از تماشای دوریدنس‌ها در طول غواصه‌های خود لذت می‌برند.

doridens have unique adaptations for survival.

دوریدنس‌ها سازگاری‌های منحصربه‌فردی برای بقا دارند.

some species of doridens are brightly colored.

برخی از گونه‌های دوریدنس‌ها رنگارنگ هستند.

scientists classify doridens based on their physical characteristics.

دانشمندان دوریدنس‌ها را بر اساس ویژگی‌های فیزیکی خود طبقه‌بندی می‌کنند.

understanding doridens helps in marine conservation efforts.

درک دوریدنس‌ها به تلاش‌های حفاظت از دریا کمک می‌کند.

doridens play a crucial role in the underwater food chain.

دوریدنس‌ها نقش مهمی در زنجیره غذایی زیر آب ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید