dosimetry

[ایالات متحده]/dɒsɪˈmɪtəri/
[بریتانیا]/dɔːˈsɪmətri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندازه‌گیری دوزهای تابش؛ روشی برای تعیین دوز تابش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

radiation dosimetry

گردآوری و ارزیابی دوز تشعشع

personal dosimetry

گردآوری و ارزیابی دوز شخصی

environmental dosimetry

گردآوری و ارزیابی دوز محیطی

dosimetry system

سیستم گردآوری دوز

dosimetry calibration

کالیبراسیون گردآوری دوز

dosimetry assessment

ارزیابی گردآوری دوز

dosimetry measurement

اندازه‌گیری گردآوری دوز

dosimetry report

گزارش گردآوری دوز

dosimetry tools

ابزارهای گردآوری دوز

dosimetry data

اطلاعات گردآوری دوز

جملات نمونه

dosimetry is crucial in radiation therapy.

دوزیمتری در درمان با تشعشع بسیار مهم است.

accurate dosimetry ensures patient safety.

دوزیمتری دقیق از ایمنی بیمار اطمینان حاصل می‌کند.

we use dosimetry to measure radiation exposure.

ما از دوزیمتری برای اندازه‌گیری قرار گرفتن در معرض تشعشع استفاده می‌کنیم.

dosimetry techniques have advanced significantly.

تکنیک‌های دوزیمتری به طور قابل توجهی پیشرفت کرده‌اند.

he specializes in medical dosimetry.

او در دوزیمتری پزشکی تخصص دارد.

quality assurance in dosimetry is essential.

کنترل کیفیت در دوزیمتری ضروری است.

we need to review the dosimetry protocols.

ما باید پروتکل‌های دوزیمتری را بررسی کنیم.

dosimetry helps optimize treatment plans.

دوزیمتری به بهینه‌سازی برنامه‌های درمانی کمک می‌کند.

training in dosimetry is important for professionals.

آموزش در دوزیمتری برای متخصصان مهم است.

research in dosimetry is ongoing.

تحقیقات در زمینه دوزیمتری در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید