doucette

[ایالات متحده]/duːˈsɛt/
[بریتانیا]/duːˈsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی؛ نام خانوادگی یا نام خاصی که از منشأ فرانسوی دارد
Word Forms
جمعdoucettes

جملات نمونه

my grandmother's doucette recipe has been passed down for generations.

دستور پخت دوچت چیزی که مادربزرگ من از نسل به نسل منتقل شده است.

the bakery fresh doucette was still warm from the oven.

دوچت تازه تهیه شده از بیکری هنوز از اون گرم بود.

traditional cajun doucette pairs perfectly with butter and honey.

دوچت سنتی کجون با ماست و شکر نبات به طور کامل همراه است.

she learned to make doucette from her mother in louisiana.

او یاد گرفت دوچت را از مادرش در لوئیزیانا بپزد.

the restaurant serves homemade doucette with every meal.

رستوران دوچت ساخته شده در خانه را با هر غذا سرو می کند.

a plate of warm doucette and preserves makes a delightful breakfast.

یک پریش دوچت گرم و محفوظات یک صبحانه لذت بخش می سازد.

the festival featured a competition for the best doucette baking.

فستیوال یک رقابت برای بهترین پخت دوچت را ارائه داد.

her secret ingredient in the doucette is a touch of vanilla.

ماده اصلی مخفی او در دوچت یک لمس از وانیل است.

we enjoy doucette while watching the sunset over the bayou.

ما دوچت را در حالی که غروب خورشید را از روی بایو می بینیم لذت می بریم.

the aroma of baking doucette filled the entire house.

بوی پخت دوچت خانه کل را پر کرد.

each family has their own special doucette recipe.

هر خانواده دستور خاص خود را برای دوچت دارد.

the chef added chopped green onions to the doucette batter.

شکم با میوه های سبز تازه شده را به دوچت اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید