dour

[ایالات متحده]/dʊə(r)/
[بریتانیا]/dʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: جدی; تیره; غیر ارتباطی.

جملات نمونه

her dour, monotonic husband.

همسر بدخلق، یکنواخت و خموده او

He is a proverbially dour New England Puritan.

او یک پیران نیوانگلند بدخلق و به اصطلاح است.

a dour, self-sacrificing life.

یک زندگی سخت، ایثارگرانه و بدخلق.

a hard, dour, humourless fanatic.

یک متعصب سخت، بدخلق و بی‌حس.

the proverbially dour New England Puritan.See Synonyms at glum

پیران بدخلق نیوانگلند به اصطلاح. برای مترادف‌ها به glum مراجعه کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید