downbeat

[ایالات متحده]/'daʊnbiːt/
[بریتانیا]/'daʊnbit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه قوی در موسیقی؛ یک حرکت به سمت پایین
adj. بدبین؛ نه شدید

عبارات و ترکیب‌ها

downbeat music

موسیقی دپ

جملات نمونه

he responds to her enthusiasm with downbeat bemusement.

او در پاسخ به اشتیاق او، با تعجب و بی‌انگیزگی پاسخ می‌دهد.

The movie had a downbeat ending.

فیلم دارای پایانی ناامیدکننده بود.

She delivered the news in a downbeat tone.

او این خبر را با لحنی ناامیدکننده ارائه کرد.

The downbeat music matched the somber mood of the scene.

موسیقی ناامیدکننده با حال و هوای غم انگیز صحنه مطابقت داشت.

His downbeat attitude affected the team's morale.

نگاه ناامیدکننده او بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.

The downbeat economic forecast worried investors.

پیش‌بینی اقتصادی ناامیدکننده سرمایه‌گذاران را نگران کرد.

Despite the downbeat reviews, the play was a success.

با وجود نظرات ناامیدکننده، نمایش موفقیت‌آمیز بود.

The downbeat of the music set the pace for the dancers.

ریتم پایین موسیقی سرعت را برای رقصندگان تعیین کرد.

The downbeat of the rain matched his melancholy mood.

ریتم پایین باران با حال و هوای غمگین او مطابقت داشت.

The downbeat news cast a shadow over the celebration.

اخبار ناامیدکننده سایه‌ای بر جشن انداخت.

Her downbeat demeanor made it hard to approach her.

رفتار ناامیدکننده او باعث می‌شد به سختی بتوان به او نزدیک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید