| جمع | dowsers |
water dowser
یافتکننده آب
dowser tool
ابزار یافتکننده
professional dowser
یافتکننده حرفهای
dowser skills
مهارتهای یافتکننده
dowser methods
روشهای یافتکننده
experienced dowser
یافتکننده با تجربه
dowser readings
خواندنهای یافتکننده
dowser's rod
میله یافتکننده
gifted dowser
یافتکننده با استعداد
dowser techniques
تکنیکهای یافتکننده
the dowser found water beneath the ground.
شاخص آب، آب را در زیر زمین پیدا کرد.
many people believe that a dowser can locate hidden resources.
بسیاری از مردم معتقدند که یک شاخص آب میتواند منابع پنهان را پیدا کند.
she hired a dowser to help with her well project.
او برای کمک به پروژه چاه خود یک شاخص آب استخدام کرد.
the dowser walked around with a forked stick.
شاخص آب با یک چوبک در اطراف قدم زد.
using a dowser is an ancient practice still used today.
استفاده از شاخص آب یک عمل باستانی است که هنوز هم امروزه استفاده می شود.
the dowser's skills were passed down through generations.
مهارتهای شاخص آب از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.
some skeptics question the effectiveness of a dowser.
برخی از شکگران اثربخشی یک شاخص آب را زیر سوال میبرند.
he became a dowser after years of practice.
او پس از سالها تمرین به یک شاخص آب تبدیل شد.
the dowser demonstrated his technique to the audience.
شاخص آب تکنیک خود را به تماشاچیان نشان داد.
finding a dowser can be challenging in urban areas.
پیدا کردن یک شاخص آب در مناطق شهری میتواند چالشبرانگیز باشد.
water dowser
یافتکننده آب
dowser tool
ابزار یافتکننده
professional dowser
یافتکننده حرفهای
dowser skills
مهارتهای یافتکننده
dowser methods
روشهای یافتکننده
experienced dowser
یافتکننده با تجربه
dowser readings
خواندنهای یافتکننده
dowser's rod
میله یافتکننده
gifted dowser
یافتکننده با استعداد
dowser techniques
تکنیکهای یافتکننده
the dowser found water beneath the ground.
شاخص آب، آب را در زیر زمین پیدا کرد.
many people believe that a dowser can locate hidden resources.
بسیاری از مردم معتقدند که یک شاخص آب میتواند منابع پنهان را پیدا کند.
she hired a dowser to help with her well project.
او برای کمک به پروژه چاه خود یک شاخص آب استخدام کرد.
the dowser walked around with a forked stick.
شاخص آب با یک چوبک در اطراف قدم زد.
using a dowser is an ancient practice still used today.
استفاده از شاخص آب یک عمل باستانی است که هنوز هم امروزه استفاده می شود.
the dowser's skills were passed down through generations.
مهارتهای شاخص آب از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.
some skeptics question the effectiveness of a dowser.
برخی از شکگران اثربخشی یک شاخص آب را زیر سوال میبرند.
he became a dowser after years of practice.
او پس از سالها تمرین به یک شاخص آب تبدیل شد.
the dowser demonstrated his technique to the audience.
شاخص آب تکنیک خود را به تماشاچیان نشان داد.
finding a dowser can be challenging in urban areas.
پیدا کردن یک شاخص آب در مناطق شهری میتواند چالشبرانگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید