dowsings

[ایالات متحده]/ˈdaʊzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdaʊzɪŋz/

ترجمه

v. عمل استفاده از چوب تعیین مکان یا ابزار مشابه برای پیدا کردن آب یا مواد معدنی زیر زمین
vi. جستجو برای چیزی، به ویژه آب، با استفاده از چوب تعیین مکان

عبارات و ترکیب‌ها

dowsings method

روش آبگوشنی

dowsings technique

تکنیک آبگوشنی

dowsings tools

ابزارهای آبگوشنی

dowsings practice

تمرین آبگوشنی

dowsings results

نتایج آبگوشنی

dowsings session

جلسه آبگوشنی

dowsings expert

متخصص آبگوشنی

dowsings research

تحقیقات آبگوشنی

dowsings findings

یافته‌های آبگوشنی

dowsings phenomenon

پدیده‌ی آبگوشنی

جملات نمونه

many people believe in dowsings to find water sources.

بسیاری از مردم به پیش‌یابی برای یافتن منابع آب اعتقاد دارند.

he learned dowsings from his grandfather.

او پیش‌یابی را از پدربزرگش یاد گرفت.

dowsings can be a useful skill for farmers.

پیش‌یابی می‌تواند یک مهارت مفید برای کشاورزان باشد.

she practices dowsings as part of her environmental work.

او پیش‌یابی را به عنوان بخشی از کار محیط‌زیستی خود انجام می‌دهد.

some cultures have traditional methods for dowsings.

برخی از فرهنگ‌ها روش‌های سنتی برای پیش‌یابی دارند.

he claims that his dowsings are always accurate.

او ادعا می‌کند که پیش‌یابی او همیشه دقیق است.

they used dowsings to locate hidden treasures.

آنها از پیش‌یابی برای یافتن گنج‌های پنهان استفاده کردند.

her interest in dowsings began at a young age.

علاقه او به پیش‌یابی از سن جوانی شروع شد.

there are various tools used in dowsings.

ابزارهای مختلفی در پیش‌یابی استفاده می‌شود.

he attended a workshop on dowsings last weekend.

او آخر هفته گذشته در یک کارگاه آموزشی در مورد پیش‌یابی شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید