dphils

[ایالات متحده]/ˈdiːˌfɪlz/
[بریتانیا]/ˈdiːˌfɪlz/

ترجمه

n. دکترای فلسفه; مدرک دکترا; تحقیق پسادکترا در دانشگاه آکسفورد

عبارات و ترکیب‌ها

dphils team

تیم dphil

dphils game

بازی dphil

dphils fans

هواداران dphil

dphils victory

پیروزی dphil

dphils season

فصل dphil

dphils coach

مربی dphil

dphils player

بازیکن dphil

dphils stadium

استادیوم dphil

dphils score

امتیاز dphil

dphils match

مسابقه dphil

جملات نمونه

many students are interested in dphils programs.

بسیاری از دانشجویان به برنامه‌های دکترای علاقه‌مند هستند.

she decided to pursue her dphils at a prestigious university.

او تصمیم گرفت دکترای خود را در یک دانشگاه معتبر دنبال کند.

completing a dphils requires extensive research.

به اتمام رساندن دکترای نیازمند تحقیقات گسترده است.

he was awarded his dphils after years of hard work.

پس از سال‌ها تلاش سخت، دکترای او اهدا شد.

many dphils candidates participate in academic conferences.

بسیاری از داوطلبان دکترای در کنفرانس‌های علمی شرکت می‌کنند.

her dphils thesis focused on environmental science.

رساله دکترای او بر روی علوم محیطی متمرکز بود.

he is currently supervising several dphils students.

او در حال حاضر بر چندین دانشجوی دکترای نظارت دارد.

she hopes to publish her dphils research in a journal.

او امیدوار است تحقیقات دکترای خود را در یک مجله منتشر کند.

networking is important for dphils candidates.

شبکه‌سازی برای داوطلبان دکترای مهم است.

many dphils programs require a master's degree as a prerequisite.

بسیاری از برنامه‌های دکترای به عنوان پیش‌شرط نیاز به مدرک کارشناسی ارشد دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید