lost drachmas
drachmas گمشده
drachmas value
ارزش دراخما
drachmas exchange
تبادلات دراخما
ancient drachmas
دراخماهای باستانی
drachmas currency
ارز دراخما
counting drachmas
شمارش دراخما
valuable drachmas
دراخماهای ارزشمند
drachmas collection
کلکسیون دراخما
trading drachmas
معامله دراخما
drachmas worth
ارزش دراخما
he saved his drachmas for a special occasion.
او درصدهای خود را برای یک مناسبت خاص پس انداز کرد.
the ancient coins were worth many drachmas.
سکه های باستانی ارزش زیادی داشتند.
she exchanged her dollars for drachmas while traveling.
در حین سفر، او دلار خود را با درخما تبدال کرد.
they used drachmas to buy souvenirs at the market.
آنها از درخما برای خرید سوغاتی در بازار استفاده کردند.
the price of the item was set at fifty drachmas.
قیمت محصول بر پنجاه درخما تنظیم شده بود.
he found a rare coin worth several drachmas.
او یک سکه کمیاب به ارزش چند درخما پیدا کرد.
she was surprised to learn how many drachmas she had saved.
او از این که چه مقدار درخما پس انداز کرده بود، تعجب کرد.
the merchant accepted both euros and drachmas.
تاجر هم یورو و هم درخما را قبول کرد.
in ancient greece, people used drachmas as currency.
در یونان باستان، مردم از درخما به عنوان ارز استفاده می کردند.
he offered to lend her some drachmas for the trip.
او پیشنهاد کرد که مقداری درخما برای سفر به او وام دهد.
lost drachmas
drachmas گمشده
drachmas value
ارزش دراخما
drachmas exchange
تبادلات دراخما
ancient drachmas
دراخماهای باستانی
drachmas currency
ارز دراخما
counting drachmas
شمارش دراخما
valuable drachmas
دراخماهای ارزشمند
drachmas collection
کلکسیون دراخما
trading drachmas
معامله دراخما
drachmas worth
ارزش دراخما
he saved his drachmas for a special occasion.
او درصدهای خود را برای یک مناسبت خاص پس انداز کرد.
the ancient coins were worth many drachmas.
سکه های باستانی ارزش زیادی داشتند.
she exchanged her dollars for drachmas while traveling.
در حین سفر، او دلار خود را با درخما تبدال کرد.
they used drachmas to buy souvenirs at the market.
آنها از درخما برای خرید سوغاتی در بازار استفاده کردند.
the price of the item was set at fifty drachmas.
قیمت محصول بر پنجاه درخما تنظیم شده بود.
he found a rare coin worth several drachmas.
او یک سکه کمیاب به ارزش چند درخما پیدا کرد.
she was surprised to learn how many drachmas she had saved.
او از این که چه مقدار درخما پس انداز کرده بود، تعجب کرد.
the merchant accepted both euros and drachmas.
تاجر هم یورو و هم درخما را قبول کرد.
in ancient greece, people used drachmas as currency.
در یونان باستان، مردم از درخما به عنوان ارز استفاده می کردند.
he offered to lend her some drachmas for the trip.
او پیشنهاد کرد که مقداری درخما برای سفر به او وام دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید