euros

[ایالات متحده]/ˈjʊərəʊz/
[بریتانیا]/ˈjʊroʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع یورو، ارزی که در بسیاری از کشورهای اروپایی استفاده می‌شود؛ نوعی باد جنوب شرقی مرتبط با باران

عبارات و ترکیب‌ها

costs euros

هزینه یورو

price in euros

قیمت به یورو

euros exchanged

یورو مبادله شد

pay in euros

پرداخت به یورو

euros saved

یورو پس انداز شد

euros spent

یورو هزینه شد

euros earned

یورو به دست آورد

invest in euros

سرمایه گذاری در یورو

euros received

یورو دریافت شد

euros converted

یورو تبدیل شد

جملات نمونه

he saved 100 euros for his vacation.

او برای تعطیلات خود 100 یورو پس انداز کرد.

the price of the shirt is 50 euros.

قیمت پیراهن 50 یورو است.

she spent 200 euros on a new laptop.

او 200 یورو برای یک لپ تاپ جدید هزینه کرد.

they offered me 300 euros for the old bicycle.

آنها برای دوچرخه قدیمی 300 یورو به من پیشنهاد دادند.

the hotel charges 150 euros per night.

هتل هر شب 150 یورو هزینه دارد.

i need to exchange dollars for euros.

من باید دلارها را به یورو تبدیل کنم.

he won 500 euros in the lottery.

او 500 یورو در قرعه کشی برد.

the concert tickets cost 75 euros each.

بلیط های کنسرت هر کدام 75 یورو قیمت دارند.

she donated 100 euros to charity.

او 100 یورو به خیریه اهدا کرد.

we spent 60 euros on dinner last night.

ما شب گذشته 60 یورو برای شام هزینه کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید