draftier rooms
اتاقهای سردتر
draftier windows
پنجرههای سردتر
draftier areas
مناطقی سردتر
draftier spaces
فضاهای سردتر
draftier buildings
ساختمانهای سردتر
draftier corners
گوشههای سردتر
draftier conditions
شرایط سردتر
draftier climates
آبوهوایی سردتر
draftier designs
طرحهای سردتر
draftier environments
محیطهای سردتر
the old building feels draftier than the new one.
ساختمان قدیمیتر از ساختمان جدید، بیشتر احساس پیشدهی میکند.
during winter, my room gets much draftier.
در طول زمستان، اتاق من خیلی بیشتر احساس پیشدهی میکند.
we need to fix the windows because it's draftier inside.
ما باید پنجرهها را تعمیر کنیم زیرا داخل آن بیشتر احساس پیشدهی میکند.
the draftier the room, the colder it feels.
هرچه اتاق بیشتر احساس پیشدهی کند، سردتر به نظر میرسد.
he prefers the draftier seating area by the window.
او ترجیح میدهد در قسمت نشستن نزدیک پنجره که بیشتر احساس پیشدهی میکند، بنشیند.
my office is draftier than i expected.
دفتر من بیشتر از آنچه انتظار داشتم، احساس پیشدهی میکند.
she complained that her new apartment is draftier.
او شکایت کرد که آپارتمان جدیدش بیشتر احساس پیشدهی میکند.
in the draftier corners, we placed extra blankets.
در گوشههایی که بیشتر احساس پیشدهی میشد، پتوهای اضافی قرار دادیم.
it's always draftier near the front door.
همیشه نزدیک در ورودی بیشتر احساس پیشدهی میشود.
they decided to move to a less draftier house.
آنها تصمیم گرفتند به خانهای که کمتر احساس پیشدهی میکند نقل مکان کنند.
draftier rooms
اتاقهای سردتر
draftier windows
پنجرههای سردتر
draftier areas
مناطقی سردتر
draftier spaces
فضاهای سردتر
draftier buildings
ساختمانهای سردتر
draftier corners
گوشههای سردتر
draftier conditions
شرایط سردتر
draftier climates
آبوهوایی سردتر
draftier designs
طرحهای سردتر
draftier environments
محیطهای سردتر
the old building feels draftier than the new one.
ساختمان قدیمیتر از ساختمان جدید، بیشتر احساس پیشدهی میکند.
during winter, my room gets much draftier.
در طول زمستان، اتاق من خیلی بیشتر احساس پیشدهی میکند.
we need to fix the windows because it's draftier inside.
ما باید پنجرهها را تعمیر کنیم زیرا داخل آن بیشتر احساس پیشدهی میکند.
the draftier the room, the colder it feels.
هرچه اتاق بیشتر احساس پیشدهی کند، سردتر به نظر میرسد.
he prefers the draftier seating area by the window.
او ترجیح میدهد در قسمت نشستن نزدیک پنجره که بیشتر احساس پیشدهی میکند، بنشیند.
my office is draftier than i expected.
دفتر من بیشتر از آنچه انتظار داشتم، احساس پیشدهی میکند.
she complained that her new apartment is draftier.
او شکایت کرد که آپارتمان جدیدش بیشتر احساس پیشدهی میکند.
in the draftier corners, we placed extra blankets.
در گوشههایی که بیشتر احساس پیشدهی میشد، پتوهای اضافی قرار دادیم.
it's always draftier near the front door.
همیشه نزدیک در ورودی بیشتر احساس پیشدهی میشود.
they decided to move to a less draftier house.
آنها تصمیم گرفتند به خانهای که کمتر احساس پیشدهی میکند نقل مکان کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید