bolder decisions
تصمیمات جسورانه تر
growing bolder
جسورتر شدن
bolder approach
رویکرد جسورانه تر
be bolder
جسورتر باش
feeling bolder
احساس جسورانه تر بودن
bolder voice
صدای جسورانه تر
much bolder
خیلی جسورتر
bolder stance
موضع جسورانه تر
act bolder
جسورانه تر عمل کن
bolder move
حرکت جسورانه تر
she took a bolder approach to the project, aiming for innovation.
او رویکرد جسورانه تری را در پیش گرفت و به دنبال نوآوری بود.
the company needs to be bolder in its marketing campaigns to stand out.
شرکت باید در کمپین های بازاریابی خود جسورتر باشد تا از دیگران متمایز شود.
he made a bolder statement than he initially intended.
او بیانیه جسورانه تری نسبت به آنچه در ابتدا قصد داشت، ارائه کرد.
the artist's style became bolder and more experimental over time.
سبک هنرمند با گذشت زمان جسورانه تر و تجربی تر شد.
we need a bolder vision for the future of the city.
ما به یک چشم انداز جسورانه تر برای آینده شهر نیاز داریم.
the design features bolder colors and patterns.
طراحی دارای رنگ ها و الگوهای جسورانه تری است.
it was a bolder move, but it ultimately paid off.
این یک حرکت جسورانه تر بود، اما در نهایت نتیجه بخش بود.
the speaker delivered a bolder message than anyone expected.
سخنرانی پیامی جسورانه تر از آنچه کسی انتظار داشت، ارائه کرد.
the new policy requires a bolder stance on environmental protection.
سیاست جدید نیاز به موضع جسورانه تری در مورد حفاظت از محیط زیست دارد.
she was always a bolder personality, unafraid to take risks.
او همیشه شخصیتی جسورانه تر بود، از به خطر انداختن نمی ترسید.
the team played a bolder game, pushing their limits.
تیم یک بازی جسورانه تر انجام داد و توانایی های خود را به چالش کشید.
bolder decisions
تصمیمات جسورانه تر
growing bolder
جسورتر شدن
bolder approach
رویکرد جسورانه تر
be bolder
جسورتر باش
feeling bolder
احساس جسورانه تر بودن
bolder voice
صدای جسورانه تر
much bolder
خیلی جسورتر
bolder stance
موضع جسورانه تر
act bolder
جسورانه تر عمل کن
bolder move
حرکت جسورانه تر
she took a bolder approach to the project, aiming for innovation.
او رویکرد جسورانه تری را در پیش گرفت و به دنبال نوآوری بود.
the company needs to be bolder in its marketing campaigns to stand out.
شرکت باید در کمپین های بازاریابی خود جسورتر باشد تا از دیگران متمایز شود.
he made a bolder statement than he initially intended.
او بیانیه جسورانه تری نسبت به آنچه در ابتدا قصد داشت، ارائه کرد.
the artist's style became bolder and more experimental over time.
سبک هنرمند با گذشت زمان جسورانه تر و تجربی تر شد.
we need a bolder vision for the future of the city.
ما به یک چشم انداز جسورانه تر برای آینده شهر نیاز داریم.
the design features bolder colors and patterns.
طراحی دارای رنگ ها و الگوهای جسورانه تری است.
it was a bolder move, but it ultimately paid off.
این یک حرکت جسورانه تر بود، اما در نهایت نتیجه بخش بود.
the speaker delivered a bolder message than anyone expected.
سخنرانی پیامی جسورانه تر از آنچه کسی انتظار داشت، ارائه کرد.
the new policy requires a bolder stance on environmental protection.
سیاست جدید نیاز به موضع جسورانه تری در مورد حفاظت از محیط زیست دارد.
she was always a bolder personality, unafraid to take risks.
او همیشه شخصیتی جسورانه تر بود، از به خطر انداختن نمی ترسید.
the team played a bolder game, pushing their limits.
تیم یک بازی جسورانه تر انجام داد و توانایی های خود را به چالش کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید