draftsman

[ایالات متحده]/'drɑːf(t)smən/
[بریتانیا]/'dræftsmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طراح

جملات نمونه

If you want to be a draftsman, a machinist, a molder, or a patternmaker, you'll need algebra and geometry and even trigonometry.

اگر می‌خواهید نقشه‌کش، ماشین‌کار، قالب‌ساز یا طرح‌ساز باشید، به جبر و هندسه و حتی مثلثات نیاز خواهید داشت.

The draftsman sketched out a detailed blueprint for the new building.

طراح نقشه‌ای دقیق برای ساختمان جدید ترسیم کرد.

The draftsman used specialized software to create technical drawings.

طراح از نرم‌افزار تخصصی برای ایجاد نقشه‌های فنی استفاده کرد.

A draftsman needs to have a good eye for detail.

یک طراح باید دید خوبی برای جزئیات داشته باشد.

The draftsman carefully measured the dimensions of the room before starting the design.

طراح قبل از شروع طراحی، ابعاد اتاق را با دقت اندازه‌گیری کرد.

The draftsman's job is to translate ideas into visual representations.

کار طراح این است که ایده‌ها را به نمایش‌های بصری تبدیل کند.

Precision is crucial for a draftsman to ensure accurate drawings.

دقت برای یک طراح برای اطمینان از تهیه نقشه‌های دقیق بسیار مهم است.

The draftsman collaborated with architects to bring their vision to life.

طراح با معماران همکاری کرد تا دیدگاه آنها را به واقعیت تبدیل کند.

A draftsman must have a strong understanding of geometry and spatial relationships.

یک طراح باید درک قوی از هندسه و روابط فضایی داشته باشد.

The draftsman used different drafting tools to create the technical drawings.

طراح از ابزارهای طراحی مختلف برای ایجاد نقشه‌های فنی استفاده کرد.

The draftsman revised the design based on feedback from the client.

طراح طرح را بر اساس بازخورد مشتریان اصلاح کرد.

نمونه‌های واقعی

Jim is a hand draftsman, so he draws by hand.

جیم یک نقشه‌کش دستی است، بنابراین با دست نقاشی می‌کشد.

منبع: Selected Film and Television News

A mathematician and draftsman, Laposky used an oscilloscope to manipulate electronic waves that appeared onto a small fluorescent screen.

یک ریاضیدان و نقشه‌کش، لاپوسکی از یک اسیلوسکوپ برای دستکاری امواج الکترونیکی که روی یک صفحه فلورسنت کوچک ظاهر می‌شدند، استفاده کرد.

منبع: Curious Muse

He became friends with Ron Wayne, a draftsman at Atari, who had earlier started a company that built slot machines.

او با رون وین، یک نقشه‌کش در آتاری، دوست شد که قبلاً شرکتی راه‌اندازی کرده بود که دستگاه‌های اسلات می‌ساخت.

منبع: Steve Jobs Biography

The draftsman drew the drawbridge carefully.

نقشه‌کش با دقت پل متحرک را ترسیم کرد.

منبع: Pan Pan

You know, a draftsman always makes his drawing in pencil first.

می‌دانید، یک نقشه‌کش همیشه ابتدا طرح خود را با مداد می‌کشد.

منبع: Selected Works of O. Henry

So I go into Toronto's archive of city directory, slip back to the early 19 hundreds, and who do I find, but a draftsman named Harold A. Bodwell.

بنابراین من به آرشیو دایرکتوری شهر تورنتو می‌روم، به اوایل دهه ۱۹۰۰ بازمی‌گردم و چه کسی را پیدا می‌کنم، جز یک نقشه‌کش به نام هارولد آ. بدول.

منبع: Q&A in progress.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید