dragnets

[ایالات متحده]/ˈdræɡ.nɛt/
[بریتانیا]/ˈdræɡ.nɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شبکه بزرگ که برای شکار ماهی استفاده می‌شود یا سیستمی برای جستجوی مجرمان؛ یک شبکه جستجو یا روش برای شناسایی افراد

عبارات و ترکیب‌ها

dragnet operation

عملیات توری

dragnet search

جستجوی توری

dragnet strategy

استراتژی توری

dragnet law

قانون توری

dragnet approach

رویکرد توری

dragnet tactics

تاکتیک‌های توری

dragnet team

تیم توری

dragnet plan

برنامه توری

dragnet investigation

تحقیقات توری

dragnet alert

هشدار توری

جملات نمونه

the police set up a dragnet to catch the suspect.

پلیس برای دستگیری مظنون یک کمربند امنیتی ایجاد کرد.

after the robbery, a dragnet was launched across the city.

پس از سرقت، یک کمربند امنیتی در سراسر شهر به راه انداختند.

they cast a dragnet to find the missing child.

آنها برای یافتن کودک گم شده، یک کمربند امنیتی ایجاد کردند.

the fbi used a dragnet to locate the fugitive.

اف بی آی از یک کمربند امنیتی برای یافتن متواری شده استفاده کرد.

the dragnet operation resulted in multiple arrests.

عملیات کمربند امنیتی منجر به دستگیری‌های متعدد شد.

he was caught in the dragnet after the crime spree.

او پس از سلسله جنایت‌ها در کمربند امنیتی گرفتار شد.

the authorities deployed a dragnet to ensure public safety.

مقامات برای حفظ امنیت عمومی یک کمربند امنیتی استقرار دادند.

during the investigation, a dragnet was established around the neighborhood.

در طول تحقیقات، یک کمربند امنیتی در اطراف محله ایجاد شد.

they implemented a dragnet strategy to tackle the drug problem.

آنها یک استراتژی کمربند امنیتی برای مقابله با مشکل مواد مخدر اجرا کردند.

the dragnet extended to neighboring towns in search of clues.

کمربند امنیتی برای یافتن سرنخ‌ها به شهرهای همسایه گسترش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید