drainpipes

[ایالات متحده]/ˈdreɪnpaɪps/
[بریتانیا]/ˈdreɪnpaɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله‌هایی که برای تخلیه آب اضافی استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

broken drainpipes

لوله های شکسته

clean drainpipes

لوله های تمیز

clogged drainpipes

لوله های مسدود

leaky drainpipes

لوله های نشتی

new drainpipes

لوله های جدید

old drainpipes

لوله های قدیمی

damaged drainpipes

لوله های آسیب دیده

underground drainpipes

لوله های زیرزمینی

rusty drainpipes

لوله های زنگ زده

insulated drainpipes

لوله های عایق شده

جملات نمونه

the old drainpipes need to be replaced to prevent leaks.

لوله های قدیمی نیاز به تعویض دارند تا از نشتی جلوگیری شود.

we found several blockages in the drainpipes after the heavy rain.

پس از باران شدید، چندین انسداد در لوله ها پیدا کردیم.

drainpipes should be cleaned regularly to avoid clogs.

برای جلوگیری از گرفتگی، لوله ها باید به طور منظم تمیز شوند.

the contractor installed new drainpipes around the building.

کنسرو، لوله های جدید را در اطراف ساختمان نصب کرد.

it’s essential to check the drainpipes for any signs of damage.

بررسی لوله ها برای هرگونه علائم آسیب ضروری است.

during the renovation, we discovered hidden drainpipes behind the walls.

در طول بازسازی، لوله های پنهان پشت دیوارها را کشف کردیم.

the drainpipes are connected to the city sewage system.

لوله ها به سیستم فاضلاب شهری متصل هستند.

heavy snowfall can cause ice to form in the drainpipes.

بارندگی شدید می تواند باعث شود که یخ در لوله ها تشکیل شود.

we need to ensure the drainpipes are properly insulated.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که لوله ها به درستی عایق شده اند.

after the storm, the drainpipes overflowed with water.

بعد از طوفان، لوله ها با آب سرریز شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید