drifter

[ایالات متحده]/ˈdriftə/
[بریتانیا]/'drɪftɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی یا چیزی که بی هدف سرگردان است، یک سرگردان، یک قایق ماهیگیری مجهز به تورهای شناور.

جملات نمونه

He lived the life of a drifter, traveling from place to place with no fixed destination.

او زندگی یک بی‌روت را می‌گذراند، از مکانی به مکان دیگر سفر می‌کرد بدون هیچ مقصد ثابتی.

The drifter wandered aimlessly through the streets, lost in his thoughts.

بی‌روت بی‌هدف در خیابان‌ها سرگردانی می‌کرد، غرق در افکار خود.

She felt a connection with the mysterious drifter who appeared in town one day.

او ارتباطی با بی‌روت مرموزی که یک روز در شهر ظاهر شد، احساس کرد.

The drifter's nomadic lifestyle appealed to her sense of adventure.

سبک زندگی عشایری بی‌روت، جذابیت ماجراجویانه او را برانگیخت.

He was a drifter at heart, always seeking new experiences and challenges.

او از صمیم قلب یک بی‌روت بود، همیشه به دنبال تجربیات و چالش‌های جدید بود.

The drifter found solace in the solitude of the desert.

بی‌روت آرامش را در تنهایی صحرا یافت.

She was drawn to the drifter's air of mystery and independence.

او به فضای مرموز و مستقل بی‌روت جذب شد.

The drifter's presence brought a sense of unpredictability to the small town.

حضور بی‌روت حسی از پیش‌بینی‌نشدنی بودن را به شهر کوچک آورد.

Despite his reputation as a drifter, he always seemed to find his way back home.

با وجود شهرت او به عنوان یک بی‌روت، همیشه به نظر می‌رسید که راه خود را به خانه باز می‌یابد.

The old drifter shared stories of his travels with the young children in the village.

بی‌روت پیر داستان‌های سفر خود را با کودکان جوان در روستا به اشتراک گذاشت.

نمونه‌های واقعی

We could freebase some infant aspirin and then go kill a drifter!

ما می‌توانیم آسپرین نوزاد را به صورت آزاد مصرف کنیم و سپس برویم و یک ولگرد را بکشیم!

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

What did he do to the drifter?

او با آن ولگرد چه کرد؟

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

Like if you're a good drifter, odds are you're going to be great at driving in the rain.

مثلاً اگر شما یک ولگرد خوب باشید، احتمالاً در رانندگی در باران عالی خواهید بود.

منبع: Connection Magazine

I heard Mommy say it was from a drugged-out drifter.

شنیدم که مامانم گفت از یک ولگردی که مواد مخدر مصرف می‌کرد، بوده است.

منبع: Our Day This Season 1

I suppose you think I'm a bit of a drifter, Sir.

حدس می‌زنم شما فکر می‌کنید من کمی ولگرد هستم، قربان.

منبع: Prosecution witness

" If they stayed at home doing nothing, they'd become drifters, " Sharma said.

" اگر در خانه می‌ماندند و هیچ کاری انجام نمی‌دادند، تبدیل به ولگرد می‌شدند، " شارما گفت.

منبع: VOA Special September 2020 Collection

He is a drifter who has fulfilled his purpose and must now move on.

او یک ولگرد است که هدف خود را انجام داده و اکنون باید به حرکت ادامه دهد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Drifter is a term that describes a person who moves from place to place with no purpose or plan.

ولگرد اصطلاحی است که فردی را توصیف می‌کند که بدون هدف یا برنامه‌ای از یک مکان به مکان دیگر حرکت می‌کند.

منبع: VOA Special September 2020 Collection

And I have your name and the fact that you're a drifter.

و من اسم شما و این واقعیت را که شما یک ولگرد هستید دارم.

منبع: Friends Season 6

But a lot of them are drifters and horse players.

اما بسیاری از آنها ولگرد و شرط‌بندی‌کنندگان اسب هستند.

منبع: The Long Farewell (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید