dropsies

[ایالات متحده]/'drɒpsɪ/
[بریتانیا]/'drɑpsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادم؛ یک وضعیت که با تجمع بیش از حد مایع سرم در بافت‌های بدن مشخص می‌شود

جملات نمونه

McCloy's little dropsy for services rendered.

افتراضات کوچک مک‌کلی برای خدمات ارائه شده.

19 cases complicated with dropsy and haematocele in the pericardium, mediastinum and thorax.

19 مورد همراه با آب آوردگی و هماتوسل در پریکارد، مدیاستین و قفسه سینه.

Purpose: To study the ultrasonographic features and the clinical value of dropsy under capsula fibroso associated with acute ureterolithiasis.

هدف: بررسی ویژگی‌های سونوگرافی و ارزش بالینی آب آوردگی زیر کپسول فیبروز مرتبط با اورترولیتیاز حاد.

Diuretic stuff: mannitol is a kind of mild laxative lapactic, which has a special curative effect to oliguria and the kidney function failure caused by dropsy, burnt and so on.

مواد مدر: مانیتول نوعی ملین ملایم لاکتیک است که اثر درمانی خاصی برای الیگوری و نارسایی کلیه ناشی از آب آوردگی، سوختگی و غیره دارد.

Symptom:ailing fish's boby turns black, abdomen dropsy,there are erythemas nearby. Anus become red and turgescence, extrudes out.

علائم: بدن ماهی بیمار سیاه می شود، آب در شکم، اطراف آن قرمزی وجود دارد. مقعد قرمز و متورم می شود، بیرون می زند.

1. Clinic anatomise showed that whole viscus colour and lustre gray, ceroid, liver surface lucency, dropsy, but no extravasate appeared in carp fed diet lack of VE.

1. آناتومی بالینی نشان داد که رنگ و درخشندگی کل احشاء خاکستری، سرومی، شفافیت سطح کبد، آب آوردن، اما در کارپ‌هایی که رژیم غذایی فاقد VE بود، خونریزی ظاهر نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید