drowner

[ایالات متحده]/ˈdraʊnə/
[بریتانیا]/ˈdraʊnər/

ترجمه

n. فردی که غرق می‌شود یا غرق شده است
Word Forms
جمعdrowners

عبارات و ترکیب‌ها

drowner effect

اثر غرق شدگی

drowner scenario

سناریوی غرق شدگی

drowner risk

خطر غرق شدگی

drowner incident

واقعه غرق شدگی

drowner warning

هشدار غرق شدگی

drowner prevention

جلوگیری از غرق شدگی

drowner safety

ایمنی در برابر غرق شدگی

drowner analysis

تجزیه و تحلیل غرق شدگی

drowner training

آموزش غرق‌شدگی

drowner statistics

آمار غرق شدگی

جملات نمونه

the drowner was a skilled swimmer.

غرق‌شدن یک شناگر ماهر بود.

he saved the drowner from the river.

او غرق‌شدن را از رودخانه نجات داد.

the drowner struggled to stay afloat.

غرق‌شدن برای شناور ماندن تلاش کرد.

witnesses reported seeing the drowner panic.

شهود گزارش دادند که غرق‌شدن وحشت کرده است.

the rescue team reached the drowner quickly.

تیم نجات به سرعت به غرق‌شدن رسید.

many drowner incidents occur in summer.

حوادث غرق‌شدن بسیاری در تابستان رخ می‌دهد.

the drowner was unconscious when pulled out.

غرق‌شدن در زمان بیرون کشیدن از هوش بود.

friends tried to help the drowner but failed.

دوستان سعی کردند به غرق‌شدن کمک کنند اما موفق نشدند.

after the incident, they learned about drowner safety.

پس از حادثه، آنها در مورد ایمنی غرق‌شدن یاد گرفتند.

the lifeguard was trained to rescue a drowner.

نجار برای نجات غرق‌شدن آموزش دیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید