fishing sinker
میخ ماهیگیری
lead sinker
میخ سرب
sinker weight
وزن طعمه
he fell hook, line, and sinker for this year's April Fool joke.
او برای شوخی اول آوریل امسال قلابی، خط و غرق شد.
The heat sinker adopts refined aluminum-alloy with anodize process on the surface.Pure color.
هیت سینک از آلیاژ آلومینیوم تصفیه شده با فرآیند آنودایزاسیون در سطح استفاده میکند. رنگ خالص.
Are you telling me that you swallowed his absurd lies hook, line and sinker?
آیا می خواهید به من بگویید که شما دروغ های پوچ او را قلابی، خطی و قلابی بلعیدید؟
The fisherman attached a heavy sinker to his fishing line.
ماهیگیر یک غرق کننده سنگین به نخ ماهیگیری خود وصل کرد.
The sinker hit the bottom of the ocean with a loud thud.
غرق کننده با صدای بلندی به ته اقیانوس برخورد کرد.
He added a sinker to the end of the rope to help it sink faster.
او یک غرق کننده به انتهای طناب اضافه کرد تا به سرعت غرق شود.
The pitcher threw a perfect sinker that fooled the batter.
پرتاب کننده یک غرق کننده عالی پرتاب کرد که ضربه زننده را فریب داد.
She used a sinker to keep the curtain in place during the windy storm.
او از یک غرق کننده برای نگه داشتن پرده در جای خود در طول طوفان بادی استفاده کرد.
The sinker on the fishing line helped the bait reach deeper waters.
غرق کننده روی نخ ماهیگیری به طعمه کمک کرد تا به آب های عمیق تر برسد.
The sinker on the necklace made it hang perfectly around her neck.
غرق کننده روی گردنبند باعث شد به طور کامل دور گردن او آویزان شود.
The sinker on the balloon made it descend slowly to the ground.
غرق کننده روی بالن باعث شد به آرامی به زمین سقوط کند.
He tied the sinker securely to the anchor to ensure it stayed in place.
او غرق کننده را به طور ایمن به لنگر بست تا مطمئن شود در جای خود باقی می ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید