excessive daytime drowsiness
خواب آلودگی بیش از حد در طول روز
A feeling of drowsiness crept over him.
احساسی از خواب آلودگی بر او غلبه کرد.
Neurologic symptoms of hypermagnesemia are muscular weakness, paralysis, ataxia, drowsiness, and confusion.
علائم عصبی هایپرمagneزمی شامل ضعف عضلانی، فلج، آتاکسی، خواب آلودگی و سردرگمی است.
The following adverse reactions may occasionally occur: dryness of the mouth, thirst, drowsiness, fatigue, dizziness, heartburn, anorexia, abdominal discomfort and exanthema.
واکنشهای نامطلوب زیر ممکن است به ندرت رخ دهد: خشکی دهان، تشنگی، خواب آلودگی، خستگی، سرگیجه، سوختن سر معده، بیاشتهایی عصبی، ناراحتی شکمی و بثورات جلدی.
I struggle with drowsiness in the morning.
من در صبح با خواب آلودگی دست و پنجه نرم می کنم.
The medication can cause drowsiness as a side effect.
این دارو ممکن است باعث خواب آلودگی به عنوان یک عارضه جانبی شود.
Driving while experiencing drowsiness is dangerous.
رانندگی در حالی که خواب آلود هستید خطرناک است.
Drowsiness can be a symptom of certain medical conditions.
خواب آلودگی می تواند نشانه ای از برخی شرایط پزشکی باشد.
She fought off the drowsiness and stayed awake during the meeting.
او با خواب آلودگی مبارزه کرد و در طول جلسه هوشیار ماند.
The warm temperature in the room induced drowsiness.
دمای گرم اتاق باعث خواب آلودگی شد.
A lack of sleep can lead to increased drowsiness.
کمبود خواب می تواند منجر به افزایش خواب آلودگی شود.
The monotony of the task caused drowsiness to set in.
یکنواختی کار باعث شد خواب آلودگی شروع شود.
He felt a wave of drowsiness wash over him after lunch.
او بعد از ناهار احساس کرد موجی از خواب آلودگی بر او غلبه کرد.
Drowsiness can impair cognitive function and decision-making.
خواب آلودگی می تواند عملکرد شناختی و تصمیم گیری را مختل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید