drygoodss

[ایالات متحده]/draɪɡʊdz/
[بریتانیا]/draɪɡʊdz/

ترجمه

n.منسوجات؛ پارچه؛ کالاهای خشک (به خصوص منسوجات)

عبارات و ترکیب‌ها

drygoods store

drygoods merchant

selling drygoods

buying drygoods

drygoods section

drygoods trade

drygoods market

quality drygoods

drygoods supplier

جملات نمونه

the store specializes in selling drygoods to local retailers.

این فروشگاه در فروش ملزومات خشک به خرده‌فروشان محلی تخصص دارد.

we need to check the drygoods inventory before the holiday rush.

ما باید قبل از هیاهوی تعطیلات، موجودی ملزومات خشک را بررسی کنیم.

the drygoods section offers a wide variety of fabrics and textiles.

بخش ملزومات خشک، تنوع گسترده‌ای از پارچه‌ها و منسوجات را ارائه می‌دهد.

import tariffs have significantly increased the price of drygoods.

تعرفه‌های واردات به طور قابل توجهی قیمت ملزومات خشک را افزایش داده است.

she purchased several drygoods items for her sewing project.

او چند قلم از ملزومات خشک را برای پروژه خیاطی خود خریداری کرد.

they decided to wholesale drygoods to smaller country stores.

آن‌ها تصمیم گرفتند که ملزومات خشک را به فروشگاه‌های کوچک روستایی عمده بفروشند.

the warehouse is fully stocked with drygoods awaiting distribution.

انبار پر از ملزومات خشک است که در انتظار توزیع می‌باشند.

our business primarily trades in textiles and other drygoods.

کسب‌وکار ما عمدتاً در زمینه منسوجات و سایر ملزومات خشک معامله می‌کند.

he manages the supply chain for a large drygoods company.

او زنجیره تأمین را برای یک شرکت بزرگ ملزومات خشک مدیریت می‌کند.

proper storage is essential to keep drygoods free from moisture.

ذخیره‌سازی مناسب برای حفظ ملزومات خشک به دور از رطوبت ضروری است.

the merchant displayed his finest drygoods in the shop window.

تاجر بهترین ملزومات خشک خود را در ویترین فروشگاه به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید