gold ducats
سکههای طلایی
ducats value
ارزش دوکات
ducats trade
معاملات دوکات
ducats minted
سکههای دوکات ضرب شده
ducats exchange
تبادل دوکات
ducats currency
ارز دوکات
ducats collection
کلکسیون دوکات
ducats worth
ارزش دوکات
ducats history
تاریخچه دوکات
ducats price
قیمت دوکات
he paid for the artwork using ducats.
او برای خرید اثر هنری از دوکات استفاده کرد.
the merchant counted his ducats carefully.
تاجر با دقت دوکات های خود را شمرد.
she saved her ducats for a rainy day.
او دوکات های خود را برای روز مبادا پس انداز کرد.
the treasure chest was filled with ducats.
گنجینه پر از دوکات بود.
they exchanged ducats for rare spices.
آنها دوکات را با ادویه های کمیاب عوض کردند.
he lost a fortune in ducats at the gambling table.
او در قمارخانه ثروت خود را به دوکات از دست داد.
the king minted new ducats for trade.
شاه برای تجارت دوکات های جدید ضرب کرد.
she inherited a collection of ancient ducats.
او مجموعهای از دوکاتهای باستانی را به ارث برد.
investing in ducats proved to be a wise decision.
سرمایه گذاری در دوکات تصمیمی عاقلانه بود.
he offered ducats as a bribe to the official.
او به عنوان رشوه به مقام ارشد دوکات پیشنهاد کرد.
gold ducats
سکههای طلایی
ducats value
ارزش دوکات
ducats trade
معاملات دوکات
ducats minted
سکههای دوکات ضرب شده
ducats exchange
تبادل دوکات
ducats currency
ارز دوکات
ducats collection
کلکسیون دوکات
ducats worth
ارزش دوکات
ducats history
تاریخچه دوکات
ducats price
قیمت دوکات
he paid for the artwork using ducats.
او برای خرید اثر هنری از دوکات استفاده کرد.
the merchant counted his ducats carefully.
تاجر با دقت دوکات های خود را شمرد.
she saved her ducats for a rainy day.
او دوکات های خود را برای روز مبادا پس انداز کرد.
the treasure chest was filled with ducats.
گنجینه پر از دوکات بود.
they exchanged ducats for rare spices.
آنها دوکات را با ادویه های کمیاب عوض کردند.
he lost a fortune in ducats at the gambling table.
او در قمارخانه ثروت خود را به دوکات از دست داد.
the king minted new ducats for trade.
شاه برای تجارت دوکات های جدید ضرب کرد.
she inherited a collection of ancient ducats.
او مجموعهای از دوکاتهای باستانی را به ارث برد.
investing in ducats proved to be a wise decision.
سرمایه گذاری در دوکات تصمیمی عاقلانه بود.
he offered ducats as a bribe to the official.
او به عنوان رشوه به مقام ارشد دوکات پیشنهاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید