duchies

[ایالات متحده]/ˈdʌtʃiz/
[بریتانیا]/ˈdʌtʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزمین‌های تحت حکومت یک دوک

عبارات و ترکیب‌ها

noble duchies

دودزهای اشرافی

historical duchies

دودزهای تاریخی

hereditary duchies

دودزهای ارثی

regional duchies

دودزهای منطقه‌ای

medieval duchies

دودزهای قرون وسطی

famous duchies

دودزهای مشهور

small duchies

دودزهای کوچک

duchies system

سیستم دودزی

duchies rights

حقوق دودزی

duchies territories

مناطق دودزی

جملات نمونه

the duchies were united under a single ruler.

دودنشاهی‌ها تحت حکومت یک حاکم متحد شدند.

many historical events took place in the duchies.

رویدادهای تاریخی بسیاری در دودنشاهی‌ها رخ داد.

the duchies often competed for power and influence.

دودنشاهی‌ها اغلب برای کسب قدرت و نفوذ با یکدیگر رقابت می‌کردند.

each duchy had its own unique culture and traditions.

هر دودنشاهی فرهنگ و سنت‌های خاص خود را داشت.

the duchies were known for their rich resources.

دودنشاهی‌ها به دلیل منابع غنی خود مشهور بودند.

royal families ruled over several duchies at once.

خانواده‌های سلطنتی همزمان بر چندین دودنشاهی حکومت می‌کردند.

the duchies played a significant role in medieval politics.

دودنشاهی‌ها نقش مهمی در سیاست قرون وسطی ایفا کردند.

diplomatic relations between the duchies were often tense.

روابط دیپلماتیک بین دودنشاهی‌ها اغلب پرتنش بود.

trade routes connected the various duchies.

مسیرهای تجاری دودنشاهی‌های مختلف را به هم متصل می‌کرد.

the duchies often held grand festivals to celebrate.

دودنشاهی‌ها اغلب جشنواره‌های باشکوهی برای جشن برگزار می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید