kingdoms

[ایالات متحده]/ˈkɪŋdəmz/
[بریتانیا]/ˈkɪŋdəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع پادشاهی؛ قلمروها یا حوزه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ancient kingdoms

پادشاهی‌های باستانی

lost kingdoms

پادشاهی‌های گمشده

mighty kingdoms

پادشاهی‌های قدرتمند

new kingdoms

پادشاهی‌های جدید

rival kingdoms

پادشاهی‌های رقیب

surrounding kingdoms

پادشاهی‌های اطراف

united kingdoms

پادشاهی‌های متحد

neighboring kingdoms

پادشاهی‌های همسایه

forgotten kingdoms

پادشاهی‌های فراموش شده

divided kingdoms

پادشاهی‌های تقسیم شده

جملات نمونه

there are many kingdoms in ancient history.

در تاریخ باستان پادشاهی‌های زیادی وجود دارد.

the kingdoms of europe often fought for territory.

پادشاهی‌های اروپا اغلب برای تصاحب سرزمین با یکدیگر می‌جنگیدند.

each kingdom had its own unique culture.

هر پادشاهی فرهنگ منحصر به فرد خود را داشت.

they formed alliances between kingdoms to strengthen their power.

آنها برای تقویت قدرت خود، بین پادشاهی‌ها اتحاد برقرار کردند.

fairy tales often feature magical kingdoms.

قصه های افسانه ای اغلب دارای پادشاهی های جادویی هستند.

the kingdoms were known for their rich resources.

این پادشاهی‌ها به دلیل منابع غنی خود مشهور بودند.

trade routes connected the various kingdoms.

مسیرهای تجاری پادشاهی‌های مختلف را به هم متصل می‌کرد.

some kingdoms were ruled by powerful queens.

برخی از پادشاهی‌ها توسط ملکه های قدرتمند اداره می‌شدند.

legends speak of lost kingdoms hidden in the mountains.

افسانه ها از پادشاهی های گمشده صحبت می کنند که در کوه ها پنهان شده اند.

diplomacy was crucial for maintaining peace between kingdoms.

دیپلماسی برای حفظ صلح بین پادشاهی‌ها بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید