ductules

[ایالات متحده]/ˈdʌktjuːl/
[بریتانیا]/ˈdʌktjuːl/

ترجمه

n. یک مجرای کوچک یا لوله؛ یک مجرای کوچک یا کانال

عبارات و ترکیب‌ها

ductule system

سیستم مجرای کوچک

ductule cell

سلول مجرای کوچک

ductule network

شبکه مجرای کوچک

ductule structure

ساختار مجرای کوچک

ductule development

توسعه مجرای کوچک

ductule formation

تشکیل مجرای کوچک

ductule function

عملکرد مجرای کوچک

ductule growth

رشد مجرای کوچک

ductule pathway

مسیر مجرای کوچک

ductule lining

آستر مجرای کوچک

جملات نمونه

the ductule plays a key role in the transport of fluids.

ناودان نقش کلیدی در انتقال مایعات ایفا می‌کند.

researchers studied the function of the ductule in the human body.

محققان عملکرد ناودان را در بدن انسان مطالعه کردند.

damage to the ductule can lead to serious health issues.

آسیب به ناودان می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the ductule system is essential for proper organ function.

سیستم ناودان برای عملکرد صحیح اندام‌ها ضروری است.

they discovered a new type of ductule in the experiment.

آنها یک نوع جدید از ناودان را در آزمایش کشف کردند.

understanding the ductule's structure helps in medical research.

درک ساختار ناودان به تحقیقات پزشکی کمک می‌کند.

the ductule connects different parts of the organ.

ناودان قسمت‌های مختلف اندام را به هم متصل می‌کند.

in biology, the term ductule refers to a small duct.

در زیست‌شناسی، اصطلاح ناودان به یک مجرای کوچک اشاره دارد.

they are investigating how the ductule affects nutrient absorption.

آنها در حال بررسی این موضوع هستند که ناودان چگونه بر جذب مواد مغذی تأثیر می‌گذارد.

the ductule's role in secretion is crucial for bodily functions.

نقش ناودان در ترشح برای عملکردهای بدن حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید