duergar

[ایالات متحده]/ˈdwɜːɡɑː/
[بریتانیا]/ˈdwɜːrɡɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زیرنسل از گورن‌های شرور در بازی‌های نقش‌آوری فانتزی، که با پوست خاکستری و زندگی در زیر زمین مشخص می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعduergars

عبارات و ترکیب‌ها

the duergar

دوئرگار

duergar warriors

نیروی دوئرگار

duergar mines

کارخانه‌های دوئرگار

duergar lair

گوشه‌ای دوئرگار

duergar attack

حمله دوئرگار

duergar kingdom

کشور دوئرگار

duergar stronghold

پناهگاه دوئرگار

angry duergar

دوئرگار خشمگین

duergar lord

پادشاه دوئرگار

duergar horde

جثه‌های دوئرگار

جملات نمونه

the duergar warriors defended their underground fortress with unwavering determination.

نیروهای دوئرگار با اصرار ناکسی خود دژ زیرزمینی خود را دفاع کردند.

duergar craftsmen are renowned for creating exquisite armor and weapons.

صنعتگران دوئرگار به خاطر ساختن لباس‌های زره‌ای و سلاح‌های زیبا معروف هستند.

the duergar kingdom lies deep beneath the mountains, hidden from sunlight.

کشور دوئرگار در عمق کوه‌ها قرار دارد و از نور خورشید پنهان است.

duergar slavers have captured many surface dwellers to work in their mines.

گروه‌های دوئرگار کارگرها را از سطح زمین ربوده و در معادن خود کار می‌کنند.

the gray-skinned duergar possess incredible strength and resilience.

دوئرگار پوست خاکی دارای قدرت و مقاومت بی‌ precedent هستند.

duergar society is organized around strict guild systems and hierarchies.

جامعه دوئرگار حول سیستم‌های گیلد سخت‌گیرانه و سلسله مراتب سازماندهی شده است.

ancient duergar magic allows them to become invisible at will.

جادوی قدیمی دوئرگار به آن‌ها اجازه می‌دهد که به دلخواه نامرئی شوند.

the duergar mines contain precious gems and rare minerals.

معادن دوئرگار دارای جواهرات گران‌قیمت و مواد معدنی نادر هستند.

duergar traders often exchange goods with other underdark races.

تجار دوئرگار اغلب کالاها را با نژادهای دیگر زیرزمینی تبادل می‌کنند.

the duergar king's decrees are absolute law in their dark realm.

فرمان‌های پادشاه دوئرگار در حکومت تاریک خود قانون مطلق هستند.

duergar engineers have built elaborate trap systems throughout their tunnels.

مهندسان دوئرگار سیستم‌های فخ‌های پیچیده را در طول تونل‌های خود ساخته‌اند.

the duergar priests worship gods of darkness and industry.

پیروزمندان دوئرگار به خدایان تاریکی و صنعت خدا می‌کنند.

young duergar learn mining techniques from their elders at an early age.

دوئرگار جوان در سن زودبازی از اجداد خود فنون کاشفی را یاد می‌گیرند.

the duergar outpost was strategically positioned near the main trade routes.

پایگاه دوئرگار به‌طور استراتژیک در نزدیکی مسیرهای تجارت اصلی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید