dulce

[ایالات متحده]/dʌlseɪ/
[بریتانیا]/dʌlseɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شراب شیرین؛ نام یک رودخانه

عبارات و ترکیب‌ها

dulce de leche

شیرعسل

dulce vida

زندگی شیرین

dulce sueño

رویای شیرین

dulce amor

عشق شیرین

dulce aroma

عطر شیرین

dulce sorpresa

غافلگیری شیرین

dulce sabor

طعم شیرین

dulce momento

لحظه شیرین

dulce regalo

هدیه شیرین

dulce canción

آهنگ شیرین

جملات نمونه

she loves dulce de leche on her pancakes.

او عاشق دوﻟس ﺩe لچه روی پنکیک‌هایش است.

the dulce flavor of the cake was irresistible.

طعم دوﻟس کیک غیرقابل مقاومت بود.

we enjoyed a dulce afternoon by the beach.

ما از یک بعد از ظهر دوﻟس کنار ساحل لذت بردیم.

he brought a dulce gift for her birthday.

او یک هدیه دوﻟس برای تولد او آورد.

the dulce aroma of fresh pastries filled the air.

عطر دلپذیر شیرینی های تازه هوا را پر کرد.

they shared a dulce moment under the stars.

آنها یک لحظه شیرین زیر نور ستارگان داشتند.

the dulce melody of the song was enchanting.

ملودی شیرین آهنگ مسحور کننده بود.

her dulce smile brightened the room.

لبخند شیرین او اتاق را روشن کرد.

he wrote her a dulce love letter.

او برایش یک نامه عاشقانه شیرین نوشت.

they enjoyed a dulce evening filled with laughter.

آنها از یک شب شیرین پر از خنده لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید