| جمع | dumdums |
dumdum bullet
گلوله دام دام
dumdum effect
اثر دام دام
dumdum joke
جک دام دام
dumdum style
سبک دام دام
dumdum head
سر دام دام
dumdum game
بازی دام دام
dumdum laugh
خنده دام دام
dumdum song
آهنگ دام دام
dumdum theory
تئوری دام دام
dumdum moment
لحظه دام دام
he always acts like a dumdum during meetings.
او همیشه در جلسات مثل یک احمق رفتار میکند.
don't be a dumdum; think before you speak.
احمقانه رفتار نکن؛ قبل از صحبت کردن فکر کن.
she called him a dumdum for forgetting her birthday.
او او را به خاطر فراموش کردن تولدش احمق خطاب کرد.
he's such a dumdum when it comes to math.
وقتی صحبت از ریاضیات میشود، او واقعاً احمق است.
stop being a dumdum and pay attention.
احمقانه بودن را متوقف کن و توجه کن.
my friend can be a dumdum sometimes, but i love him anyway.
دوست من گاهی اوقات میتواند احمق باشد، اما من با این وجود دوستش دارم.
he made a dumdum mistake by not checking the facts.
او با بررسی نکردن حقایق یک اشتباه احمقانه مرتکب شد.
why did you do that? you really are a dumdum!
چرا این کار را کردی؟ تو واقعاً احمق هستی!
sometimes i feel like a dumdum for not understanding.
گاهی اوقات احساس میکنم به خاطر نفهمیدن احمق به نظر میرسم.
don't be a dumdum; just follow the instructions.
احمقانه رفتار نکن؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
dumdum bullet
گلوله دام دام
dumdum effect
اثر دام دام
dumdum joke
جک دام دام
dumdum style
سبک دام دام
dumdum head
سر دام دام
dumdum game
بازی دام دام
dumdum laugh
خنده دام دام
dumdum song
آهنگ دام دام
dumdum theory
تئوری دام دام
dumdum moment
لحظه دام دام
he always acts like a dumdum during meetings.
او همیشه در جلسات مثل یک احمق رفتار میکند.
don't be a dumdum; think before you speak.
احمقانه رفتار نکن؛ قبل از صحبت کردن فکر کن.
she called him a dumdum for forgetting her birthday.
او او را به خاطر فراموش کردن تولدش احمق خطاب کرد.
he's such a dumdum when it comes to math.
وقتی صحبت از ریاضیات میشود، او واقعاً احمق است.
stop being a dumdum and pay attention.
احمقانه بودن را متوقف کن و توجه کن.
my friend can be a dumdum sometimes, but i love him anyway.
دوست من گاهی اوقات میتواند احمق باشد، اما من با این وجود دوستش دارم.
he made a dumdum mistake by not checking the facts.
او با بررسی نکردن حقایق یک اشتباه احمقانه مرتکب شد.
why did you do that? you really are a dumdum!
چرا این کار را کردی؟ تو واقعاً احمق هستی!
sometimes i feel like a dumdum for not understanding.
گاهی اوقات احساس میکنم به خاطر نفهمیدن احمق به نظر میرسم.
don't be a dumdum; just follow the instructions.
احمقانه رفتار نکن؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید