dumpsites

[ایالات متحده]/ˈdʌmpsaɪt/
[بریتانیا]/ˈdʌmpsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سایتی برای تخلیه زباله یا پسماند

عبارات و ترکیب‌ها

illegal dumpsite

گودال غیرقانونی

abandoned dumpsite

گودال رها شده

toxic dumpsite

گودال سمی

dumpsite cleanup

پاکسازی محل دفن زباله

dumpsite inspection

بازرسی محل دفن زباله

dumpsite management

مدیریت محل دفن زباله

dumpsite regulations

مقررات محل دفن زباله

dumpsite safety

ایمنی محل دفن زباله

dumpsite monitoring

نظارت بر محل دفن زباله

dumpsite restoration

بازسازی محل دفن زباله

جملات نمونه

the city plans to clean up the old dumpsite.

شهرداری قصد دارد محل دف زباله‌های قدیمی را پاکسازی کند.

many animals have made the dumpsite their home.

بسیاری از حیوانات محل دف زباله را خانه‌شان کرده‌اند.

the dumpsite poses a risk to public health.

محل دف زباله خطری برای سلامت عمومی محسوب می‌شود.

they discovered hazardous waste at the dumpsite.

آن‌ها زباله‌های خطرناک را در محل دف زباله کشف کردند.

the local community is concerned about the dumpsite.

جامعه محلی نگران محل دف زباله است.

cleanup efforts at the dumpsite have begun.

تلاش‌های پاکسازی در محل دف زباله آغاز شده است.

illegal dumping is common at the old dumpsite.

قاچاق غیرقانونی زباله در محل دف زباله‌های قدیمی رایج است.

the dumpsite has been closed for safety reasons.

به دلیل مسائل ایمنی، محل دف زباله بسته شده است.

volunteers organized a cleanup day at the dumpsite.

داوطلبان یک روز پاکسازی در محل دف زباله سازماندهی کردند.

they are looking for ways to rehabilitate the dumpsite.

آن‌ها به دنبال راه‌هایی برای بازسازی محل دف زباله هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید