dunny

[ایالات متحده]/ˈdʌni/
[بریتانیا]/ˈdʌni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توالت (استرالیایی)
adj. ناشنوا; کدر

عبارات و ترکیب‌ها

dunny door

در ورودی

dunny paper

کاغذ باطله

dunny run

دویدن سریع

dunny break

استراحت کوتاه

dunny visit

بازدید غیرمنتظره

dunny stop

توقف ناگهانی

dunny humor

طنز خنده دار

dunny chat

گپ و گفت دوستانه

dunny etiquette

ادب معاشرت

dunny adventure

ماجراجویی سرگرم کننده

جملات نمونه

he built a dunny in his backyard.

او یک توالت فرنگی در حیاط پشتی خود ساخت.

the old dunny was falling apart.

توالت فرنگی قدیمی در حال فروپاشی بود.

we need to clean the dunny regularly.

ما باید به طور منظم توالت فرنگی را تمیز کنیم.

she painted the dunny bright blue.

او توالت فرنگی را به رنگ آبی روشن نقاشی کرد.

there’s a dunny near the campsite.

در نزدیکی محل کمپ، یک توالت فرنگی وجود دارد.

he forgot to lock the dunny door.

او فراموش کرد که درب توالت فرنگی را قفل کند.

the kids played near the dunny.

بچه ها در نزدیکی توالت فرنگی بازی کردند.

they installed a new dunny in the house.

آنها یک توالت فرنگی جدید در خانه نصب کردند.

it’s important to have a clean dunny.

داشتن یک توالت فرنگی تمیز مهم است.

he told a funny story about the dunny.

او یک داستان خنده دار در مورد توالت فرنگی تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید