dunny door
در ورودی
dunny paper
کاغذ باطله
dunny run
دویدن سریع
dunny break
استراحت کوتاه
dunny visit
بازدید غیرمنتظره
dunny stop
توقف ناگهانی
dunny humor
طنز خنده دار
dunny chat
گپ و گفت دوستانه
dunny etiquette
ادب معاشرت
dunny adventure
ماجراجویی سرگرم کننده
he built a dunny in his backyard.
او یک توالت فرنگی در حیاط پشتی خود ساخت.
the old dunny was falling apart.
توالت فرنگی قدیمی در حال فروپاشی بود.
we need to clean the dunny regularly.
ما باید به طور منظم توالت فرنگی را تمیز کنیم.
she painted the dunny bright blue.
او توالت فرنگی را به رنگ آبی روشن نقاشی کرد.
there’s a dunny near the campsite.
در نزدیکی محل کمپ، یک توالت فرنگی وجود دارد.
he forgot to lock the dunny door.
او فراموش کرد که درب توالت فرنگی را قفل کند.
the kids played near the dunny.
بچه ها در نزدیکی توالت فرنگی بازی کردند.
they installed a new dunny in the house.
آنها یک توالت فرنگی جدید در خانه نصب کردند.
it’s important to have a clean dunny.
داشتن یک توالت فرنگی تمیز مهم است.
he told a funny story about the dunny.
او یک داستان خنده دار در مورد توالت فرنگی تعریف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید