latrine

[ایالات متحده]/lə'triːn/
[بریتانیا]/lə'trin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به ویژه در یک کمپ) یک توالت عمومی

جملات نمونه

the conversion of dry latrines into the flushing type.

تبدیل توالت‌های خشک به نوع سیفون‌دار

The latrine is located behind the building.

دستشویه در پشت ساختمان قرار دارد.

Soldiers were ordered to dig latrines in the field.

به سربازان دستور داده شد که در زمین چاله دستشویه حفر کنند.

The latrine was overflowing with sewage.

دستشویه پر از فاضلاب شده بود.

Please keep the latrine clean for the next person.

لطفاً دستشویه را برای شخص بعدی تمیز نگه دارید.

The latrine was infested with insects.

دستشویه آلوده به حشرات بود.

The latrine was in need of repair.

دستشویه نیاز به تعمیر داشت.

He dreaded using the latrine in the dark.

او از استفاده از دستشویه در تاریکی شب می‌ترسید.

The latrine had a foul odor.

دستشویه بوی نامطبوعی داشت.

The latrine was overflowing with waste.

دستشویه پر از زباله شده بود.

The latrine was a simple pit dug in the ground.

دستشویه یک گودال ساده بود که در زمین حفر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید