dustpanful

[ایالات متحده]/ˈdʌstpænˌfʊl/
[بریتانیا]/ˈdʌstpænˌfʊl/

ترجمه

n. مقداری که یک چرخ دستی می‌تواند در خود جای دهد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

one dustpanful

یک دست‌پان‌پر

two dustpanfuls

دو دست‌پان‌پر

several dustpanfuls

چند دست‌پان‌پر

a dustpanful of

یک دست‌پان‌پر از

full dustpanful

دست‌پان‌پر پر

every dustpanful

هر دست‌پان‌پر

that dustpanful

آن دست‌پان‌پر

large dustpanful

دست‌پان‌پر بزرگ

small dustpanful

دست‌پان‌پر کوچک

another dustpanful

دست‌پان‌پر دیگر

جملات نمونه

he swept the last dustpanful of sawdust into the trash bag.

او آخرین دست‌پان پر از چوب پارچ را در کیسه زباله جمع کرد.

a single dustpanful of debris was all that remained after the cleanup.

پس از تمیز کردن، تنها یک دست‌پان پر از پرکش باقی ماند.

she bent down to lift a heavy dustpanful of broken glass shards.

او پایین آمد تا یک دست‌پان پر از گردوهای شیشه شکسته را بلند کند.

every dustpanful of dirt removed from the carpet revealed the original color.

هر دست‌پان پر از گرد و غباری که از کفپشت برداشته می‌شد، رنگ اصلی آن را آشکار می‌کرد.

the janitor carried a dustpanful of paper scraps to the recycling bin.

پاک کن با یک دست‌پان پر از پارچه‌های کاغذی به دستگاه بازیافت رفت.

after the party, we collected a large dustpanful of confetti from the floor.

پس از جشن، ما یک دست‌پان پر از گوشه‌های رنگی از زمین جمع آوری کردیم.

he accidentally spilled a dustpanful of ashes onto the clean rug.

او به طور اتفاقی یک دست‌پان پر از خاکستر را روی مسحور تمیز ریخت.

the gardener scooped a dustpanful of soil to check for pests.

کشاورز یک دست‌پان پر از خاک را برداشت تا به دنبال حشرات باشد.

she dumped a dustpanful of dead leaves into the compost pile.

او یک دست‌پان پر از برگ‌های مرده را در کود گیاهی ریخت.

a dustpanful of metal shavings was gathered from under the workbench.

یک دست‌پان پر از پرکش فلزی از زیر میز کار جمع آوری شد.

each dustpanful of snow helped clear the slippery front steps.

هر دست‌پان پر از برف کمک کرد تا پله‌های جلویی لیز را تمیز کند.

the child proudly showed his mother a dustpanful of acorns he found.

پسر با افتخار یک دست‌پان پر از گردوهایی که پیدا کرده بود، به مادرش نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید