dynamitist

[ایالات متحده]/ˈdaɪnəˌmɪtɪst/
[بریتانیا]/ˈdaɪnəˌmɪtɪst/

ترجمه

n. فردی که از دینامیت استفاده می‌کند یا در استفاده از آن مهارت دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dynamitist expert

متخصص مواد منفجره

dynamitist skills

مهارت‌های متخصص مواد منفجره

dynamitist training

آموزش متخصص مواد منفجره

dynamitist safety

ایمنی متخصص مواد منفجره

dynamitist techniques

تکنیک‌های متخصص مواد منفجره

dynamitist role

نقش متخصص مواد منفجره

dynamitist profession

حرفه متخصص مواد منفجره

dynamitist tools

ابزارهای متخصص مواد منفجره

dynamitist association

انجمن متخصصین مواد منفجره

dynamitist license

گواهینامه متخصص مواد منفجره

جملات نمونه

the dynamitist carefully planned the explosion.

دینامیت‌گذار با دقت انفجار را برنامه‌ریزی کرد.

being a dynamitist requires extensive training.

دینامیت‌گذار بودن مستلزم آموزش‌های گسترده است.

the dynamitist explained the safety protocols.

دینامیت‌گذار پروتکل‌های ایمنی را توضیح داد.

many industries rely on the expertise of a dynamitist.

بسیاری از صنایع به تخصص یک دینامیت‌گذار متکی هستند.

the dynamitist used precise calculations for the blast.

دینامیت‌گذار محاسبات دقیقی برای انفجار انجام داد.

after years of work, the dynamitist earned a reputation.

پس از سال‌ها کار، دینامیت‌گذار شهرت کسب کرد.

the dynamitist was called to handle the demolition project.

دینامیت‌گذار برای رسیدگی به پروژه تخریب فراخوانده شد.

a skilled dynamitist can minimize collateral damage.

یک دینامیت‌گذار ماهر می‌تواند آسیب‌های جانبی را به حداقل برساند.

the dynamitist inspected the site before the operation.

دینامیت‌گذار قبل از عملیات محل را بازرسی کرد.

during the training, the aspiring dynamitist learned about explosives.

در طول آموزش، دینامیت‌گذار آینده‌دار در مورد مواد منفجره آموزش دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید