dystonia

[ایالات متحده]/dɪsˈtoʊniə/
[بریتانیا]/dɪsˈtoʊniə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که با تنش عضلانی غیرطبیعی مشخص می‌شود و منجر به انقباضات غیر ارادی عضلانی می‌گردد؛ اختلال تنش عضلانی

عبارات و ترکیب‌ها

dystonia symptoms

علائم دیستونی

dystonia treatment

درمان دیستونی

dystonia causes

علت های دیستونی

dystonia diagnosis

تشخیص دیستونی

dystonia management

مدیریت دیستونی

dystonia types

انواع دیستونی

dystonia awareness

آگاهی دیستونی

dystonia research

تحقیقات دیستونی

dystonia clinic

کلینیک دیستونی

dystonia support

حمایت دیستونی

جملات نمونه

she was diagnosed with dystonia after experiencing muscle spasms.

او پس از تجربه گرفتگی عضلات، مبتلا به دیستونی تشخیص داده شد.

dystonia can affect various parts of the body.

دیستونی می‌تواند بخش‌های مختلف بدن را تحت تاثیر قرار دهد.

he joined a support group for people with dystonia.

او به یک گروه حمایتی برای افراد مبتلا به دیستونی پیوست.

physical therapy can help manage symptoms of dystonia.

فیزیوتراپی می‌تواند به مدیریت علائم دیستونی کمک کند.

many people with dystonia benefit from medication.

بسیاری از افراد مبتلا به دیستونی از مصرف دارو سود می‌برند.

dystonia often leads to discomfort and pain.

دیستونی اغلب منجر به ناراحتی و درد می‌شود.

research is ongoing to find better treatments for dystonia.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای دیستونی ادامه دارد.

she experienced dystonia during her performance.

او در طول اجرا دچار دیستونی شد.

understanding dystonia is crucial for effective management.

درک دیستونی برای مدیریت موثر بسیار مهم است.

support from family can be vital for those with dystonia.

حمایت خانواده می‌تواند برای کسانی که دیستونی دارند بسیار مهم باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید