eagernesses

[ایالات متحده]/ˈiːɡənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈiɡərnəsɪz/

ترجمه

n. اشتیاق یا شور و شوق شدید

عبارات و ترکیب‌ها

eagernesses for success

اشتیاق برای موفقیت

eagernesses of youth

اشتیاق‌های جوانی

eagernesses to learn

اشتیاق برای یادگیری

eagernesses for knowledge

اشتیاق برای دانش

eagernesses in life

اشتیاق در زندگی

eagernesses for change

اشتیاق برای تغییر

eagernesses of adventure

اشتیاق برای ماجراجویی

eagernesses to explore

اشتیاق برای کشف

eagernesses for freedom

اشتیاق برای آزادی

eagernesses in relationships

اشتیاق در روابط

جملات نمونه

her eagernesses often lead her to make impulsive decisions.

اشتیاق‌های او اغلب باعث می‌شوند تصمیم‌های عجولانه بگیرد.

his eagernesses to learn new skills impressed everyone.

اشتیاق او برای یادگیری مهارت‌های جدید همه را تحت تاثیر قرار داد.

they expressed their eagernesses for the upcoming project.

آنها اشتیاق خود را برای پروژه آتی ابراز کردند.

her eagernesses in pursuing her dreams are inspiring.

اشتیاق او در پیگیری رویاهایش الهام‌بخش است.

his eagernesses to travel were evident in his planning.

اشتیاق او برای سفر در برنامه‌ریزی‌اش آشکار بود.

she balanced her eagernesses with practical considerations.

او اشتیاق‌های خود را با ملاحظات عملی متعادل کرد.

they channeled their eagernesses into community service projects.

آنها اشتیاق خود را به پروژه‌های خدمات اجتماعی هدایت کردند.

his eagernesses for success motivated his team.

اشتیاق او برای موفقیت تیمش را مصمم کرد.

she often reflected on her eagernesses and ambitions.

او اغلب به اشتیاق‌ها و جاه‌طلبی‌های خود فکر می‌کرد.

her eagernesses were matched by her determination.

اشتیاق‌های او با اراده‌اش مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید