easinesses

[ایالات متحده]/ˈiːzɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈiːzɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت آسان بودن؛ راحتی یا عدم دشواری؛ وضعیت آرام یا بدون پیچیدگی

عبارات و ترکیب‌ها

easy easinesses

آسان آسانی‌ها

varied easinesses

متنوع آسانی‌ها

different easinesses

متفاوت آسانی‌ها

relative easinesses

نسبی آسانی‌ها

certain easinesses

قطعی آسانی‌ها

specific easinesses

خاص آسانی‌ها

notable easinesses

قابل توجه آسانی‌ها

various easinesses

گوناگون آسانی‌ها

unexpected easinesses

غیرمنتظره آسانی‌ها

perceived easinesses

درک شده آسانی‌ها

جملات نمونه

the easinesses of the tasks made the project enjoyable.

سادگی وظایف باعث لذت‌بخش شدن پروژه شد.

her easinesses in learning new languages impressed everyone.

سادگی او در یادگیری زبان‌های جدید، همه را تحت تاثیر قرار داد.

we appreciated the easinesses of the user interface.

ما از سادگی رابط کاربری قدردانی کردیم.

his easinesses in adapting to new environments are remarkable.

سادگی او در سازگاری با محیط‌های جدید، قابل توجه است.

the easinesses of the instructions helped us finish quickly.

سادگی دستورالعمل‌ها به ما کمک کرد تا به سرعت آن را به پایان برسانیم.

she spoke about the easinesses of the online course.

او در مورد سادگی دوره آنلاین صحبت کرد.

finding the solution had its easinesses and challenges.

پیدا کردن راه حل، سادگی‌ها و چالش‌هایی داشت.

his easinesses in communicating made him a great leader.

سادگی او در برقراری ارتباط، او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.

the easinesses of the process encouraged more participants.

سادگی فرآیند، تشویق به شرکت بیشتر افراد کرد.

we discussed the easinesses of the new software features.

ما در مورد سادگی ویژگی‌های جدید نرم‌افزار بحث کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید