ecchymosis

[ایالات متحده]/ˌɛkɪˈməʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌɛkɪˈmoʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح پزشکی برای کبودی یا تغییر رنگ پوست ناشی از خونریزی زیر آن؛ نوعی لکه یا لکه هموراژیک

عبارات و ترکیب‌ها

acute ecchymosis

اقدام اکچیموزیس

ecchymosis treatment

درمان اکچیموزیس

ecchymosis causes

علت های اکچیموزیس

chronic ecchymosis

اکچیموزیس مزمن

ecchymosis signs

علائم اکچیموزیس

ecchymosis diagnosis

تشخیص اکچیموزیس

ecchymosis appearance

ظاهر اکچیموزیس

ecchymosis management

مدیریت اکچیموزیس

ecchymosis recovery

بهبودی اکچیموزیس

ecchymosis evaluation

ارزیابی اکچیموزیس

جملات نمونه

the patient displayed significant ecchymosis on their arm.

بیمار دچار کبودی قابل توجهی در بازوی خود بود.

ecchymosis can be a sign of underlying health issues.

کبودی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشد.

after the fall, he noticed ecchymosis around his knee.

پس از سقوط، او متوجه کبودی در اطراف زانوی خود شد.

doctors often assess ecchymosis during physical examinations.

پزشکان اغلب کبودی را در طول معاینات فیزیکی ارزیابی می‌کنند.

she was concerned about the ecchymosis on her leg.

او نگران کبودی روی پای خود بود.

ecchymosis may occur due to trauma or injury.

کبودی ممکن است به دلیل ضربه یا آسیب رخ دهد.

he researched the causes of ecchymosis online.

او علت‌های کبودی را به صورت آنلاین بررسی کرد.

she had multiple areas of ecchymosis after the accident.

او پس از حادثه، مناطق متعددی از کبودی داشت.

understanding ecchymosis can help in diagnosing conditions.

درک کبودی می‌تواند به تشخیص بیماری‌ها کمک کند.

he applied ice to reduce the swelling and ecchymosis.

او یخ را برای کاهش تورم و کبودی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید