ecmo

[ایالات متحده]/ˈɛk.məʊ/
[بریتانیا]/ˈɛk.moʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویروس یتیم میمون سیتوپاتیک روده‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

ecmo support

حمایت از ECMO

ecmo therapy

درمان ECMO

ecmo machine

دستگاه ECMO

ecmo patient

بیمار ECMO

ecmo care

مراقبت ECMO

ecmo team

تیم ECMO

ecmo circuit

مدار ECMO

ecmo device

وسیله ECMO

ecmo protocol

پروتکل ECMO

ecmo management

مدیریت ECMO

جملات نمونه

ecmo is often used in critical care settings.

اکمو اغلب در محیط‌های مراقبت‌های ویژه استفاده می‌شود.

patients on ecmo require close monitoring.

بیماران تحت اکمو نیاز به نظارت دقیق دارند.

ecmo can provide life support for patients with severe respiratory failure.

اکمو می‌تواند از جان بیمارانی با نارسایی شدید تنفسی حمایت کند.

the use of ecmo has increased in recent years.

استفاده از اکمو در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

ecmo therapy can be a last resort for some patients.

درمان با اکمو می‌تواند آخرین راه حل برای برخی از بیماران باشد.

healthcare teams must be trained to operate ecmo machines.

تیم‌های مراقبت‌های بهداشتی باید برای کار با دستگاه‌های اکمو آموزش ببینند.

ecmo can help bridge the time until a transplant is available.

اکمو می‌تواند به ایجاد فرصت زمانی تا در دسترس بودن پیوند کمک کند.

complications can arise during ecmo treatment.

عوارض می‌توانند در طول درمان اکمو ایجاد شوند.

ecmo is a complex procedure requiring specialized knowledge.

اکمو یک روش پیچیده است که نیاز به دانش تخصصی دارد.

decisions about starting ecmo should involve a multidisciplinary team.

تصمیمات در مورد شروع اکمو باید شامل یک تیم چند رشته‌ای باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید