econometricians

[ایالات متحده]/ˌiːkəʊnəʊmɛˈtrɪʃən/
[بریتانیا]/ˌiːkənoʊməˈtrɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متخصص در اقتصادسنجی

عبارات و ترکیب‌ها

econometrician analysis

تجزیه و تحلیل اقتصادسنجی

econometrician model

مدل اقتصادسنجی

econometrician study

مطالعه اقتصادسنجی

econometrician approach

رویکرد اقتصادسنجی

econometrician tools

ابزارهای اقتصادسنجی

econometrician techniques

تکنیک‌های اقتصادسنجی

econometrician skills

مهارت‌های اقتصادسنجی

econometrician research

تحقیقات اقتصادسنجی

econometrician expertise

تخصص اقتصادسنجی

econometrician data

داده‌های اقتصادسنجی

جملات نمونه

the econometrician analyzed the data for trends.

اقتصادسنج، داده‌ها را برای شناسایی روندها تجزیه و تحلیل کرد.

as an econometrician, she specializes in statistical modeling.

به عنوان یک اقتصادسنج، او در مدل‌سازی آماری تخصص دارد.

the econometrician developed a new forecasting model.

اقتصادسنج یک مدل پیش‌بینی جدید توسعه داد.

many businesses rely on the insights of an econometrician.

بسیاری از مشاغل به بینش‌های یک اقتصادسنج متکی هستند.

the econometrician presented her findings at the conference.

اقتصادسنج یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کرد.

he works as an econometrician for a major financial firm.

او به عنوان یک اقتصادسنج برای یک شرکت مالی بزرگ کار می‌کند.

understanding econometrics is essential for any econometrician.

درک اقتصادسنجی برای هر اقتصادسنج ضروری است.

the econometrician used software to analyze complex datasets.

اقتصادسنج از نرم‌افزار برای تجزیه و تحلیل مجموعه‌های داده پیچیده استفاده کرد.

her role as an econometrician involves rigorous data analysis.

نقش او به عنوان یک اقتصادسنج شامل تجزیه و تحلیل دقیق داده‌ها است.

the econometrician's research contributed to policy-making.

تحقیقات اقتصادسنج به سیاست‌گذاری کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید