educatees

[ایالات متحده]/ˌɛdʒʊˈkeɪtiːz/
[بریتانیا]/ˌɛdʒʊˈkeɪtiz/

ترجمه

n. کسانی که آموزش دریافت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

engage educatees

درگیر کردن فراگیران

support educatees

حمایت از فراگیران

assess educatees

ارزیابی فراگیران

empower educatees

توانمندسازی فراگیران

motivate educatees

انگیزش فراگیران

inspire educatees

الهام بخشیدن به فراگیران

train educatees

آموزش فراگیران

guide educatees

راهنمایی فراگیران

challenge educatees

چالش فراگیران

nurture educatees

پرورش فراگیران

جملات نمونه

educatees should be encouraged to ask questions.

باید دانشجویان را تشویق کرد تا سؤال بپرسند.

teachers play a vital role in shaping educatees' futures.

معلمان نقش حیاتی در شکل دادن به آینده دانشجویان ایفا می‌کنند.

it is important to engage educatees in active learning.

مهم است که دانشجویان را در یادگیری فعال مشارکت داد.

educatees benefit from collaborative projects.

دانشجویان از پروژه‌های مشارکتی بهره‌مند می‌شوند.

effective feedback helps educatees improve their skills.

بازخورد موثر به دانشجویان کمک می‌کند تا مهارت‌های خود را بهبود بخشند.

educatees should be taught critical thinking skills.

باید مهارت‌های تفکر انتقادی به دانشجویان آموزش داده شود.

mentorship programs can greatly assist educatees.

برنامه‌های مربی‌گری می‌توانند به طور قابل توجهی به دانشجویان کمک کنند.

educatees often thrive in supportive environments.

دانشجویان اغلب در محیط‌های حمایتی شکوفا می‌شوند.

educatees need access to a variety of resources.

دانشجویان به دسترسی به انواع منابع نیاز دارند.

encouraging creativity is essential for educatees.

تشویق خلاقیت برای دانشجویان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید