educators

[ایالات متحده]/ˈɛdʒʊkeɪtəz/
[بریتانیا]/ˈɛdʒʊˌkeɪtɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع آموزگار) افرادی که آموزش می‌دهند، به‌ویژه به‌عنوان حرفه

عبارات و ترکیب‌ها

effective educators

معلمان موثر

dedicated educators

معلمان متعهد

inspiring educators

معلمان الهام‌بخش

experienced educators

معلمان با تجربه

supportive educators

معلمان پشتیبان

innovative educators

معلمان نوآور

passionate educators

معلمان پرشور

qualified educators

معلمان واجد شرایط

collaborative educators

معلمان مشارکتی

engaged educators

معلمان مشارکت‌جو

جملات نمونه

educators play a crucial role in shaping young minds.

معلمان نقش مهمی در شکل‌دهی ذهن جوانان ایفا می‌کنند.

many educators advocate for inclusive teaching practices.

بسیاری از معلمان از شیوه‌های آموزشی فراگیر حمایت می‌کنند.

educators often collaborate to improve curriculum development.

معلمان اغلب با یکدیگر همکاری می‌کنند تا توسعه برنامه درسی را بهبود بخشند.

effective educators inspire their students to achieve more.

معلمان موثر، دانش‌آموزان خود را به کسب موفقیت بیشتر تشویق می‌کنند.

professional development is essential for educators to stay current.

توسعه حرفه‌ای برای به‌روز ماندن معلمان ضروری است.

educators need to adapt to the changing technology landscape.

معلمان باید با چشم‌انداز فناوری در حال تغییر سازگار شوند.

many educators emphasize the importance of critical thinking.

بسیاری از معلمان بر اهمیت تفکر انتقادی تاکید می‌کنند.

support from parents is vital for educators' success.

حمایت والدین برای موفقیت معلمان حیاتی است.

educators must assess student progress regularly.

معلمان باید به طور منظم پیشرفت دانش‌آموزان را ارزیابی کنند.

innovative educators often use project-based learning methods.

معلمان نوآور اغلب از روش‌های یادگیری مبتنی بر پروژه استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید