professors

[ایالات متحده]/prəˈfɛsəz/
[بریتانیا]/prəˈfɛsərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم استاد؛ مربیان یا معلمان دانشگاه

عبارات و ترکیب‌ها

professors teach

اساتید آموزش می‌دهند

professors research

اساتید تحقیق می‌کنند

professors mentor

اساتید راهنمایی می‌کنند

professors publish

اساتید منتشر می‌کنند

professors collaborate

اساتید همکاری می‌کنند

professors evaluate

اساتید ارزیابی می‌کنند

professors advise

اساتید مشاوره می‌دهند

professors lecture

اساتید سخنرانی می‌کنند

professors supervise

اساتید نظارت می‌کنند

professors discuss

اساتید بحث می‌کنند

جملات نمونه

professors often conduct research in their fields.

اساتید اغلب تحقیقاتی را در زمینه خود انجام می‌دهند.

many professors publish their work in academic journals.

بسیاری از اساتید آثار خود را در مجلات علمی منتشر می‌کنند.

professors play a vital role in shaping students' futures.

اساتید نقش مهمی در شکل دادن به آینده دانشجویان ایفا می‌کنند.

students often seek advice from their professors.

دانشجویان اغلب از اساتید خود مشاوره می‌گیرند.

professors hold office hours to help students.

اساتید برای کمک به دانشجویان، ساعات اداری دارند.

some professors are involved in community service projects.

برخی از اساتید در طرح‌های خدمات اجتماعی مشارکت دارند.

professors are expected to mentor graduate students.

از اساتید انتظار می‌رود که دانشجویان تحصیلات تکمیلی را راهنمایی کنند.

many professors collaborate with industry professionals.

بسیاری از اساتید با متخصصان صنعت همکاری می‌کنند.

professors often give lectures at conferences.

اساتید اغلب در کنفرانس‌ها سخنرانی می‌کنند.

professors can influence educational policies.

اساتید می‌توانند بر سیاست‌های آموزشی تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید