efficiencies

[ایالات متحده]/ɪˈfɪʃ.ən.siz/
[بریتانیا]/ɪˈfɪʃ.ən.siz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت یا کیفیت کارآمد بودن

عبارات و ترکیب‌ها

energy efficiencies

بهره‌وری انرژی

cost efficiencies

بهره‌وری هزینه

operational efficiencies

بهره‌وری عملیاتی

production efficiencies

بهره‌وری تولید

resource efficiencies

بهره‌وری منابع

process efficiencies

بهره‌وری فرآیند

system efficiencies

بهره‌وری سیستم

labor efficiencies

بهره‌وری نیروی کار

time efficiencies

بهره‌وری زمانی

scale efficiencies

بهره‌وری مقیاس

جملات نمونه

we need to find efficiencies in our production process.

ما نیاز به یافتن کارایی در فرآیند تولید خود داریم.

implementing new technologies can lead to significant efficiencies.

اجرا کردن فناوری‌های جدید می‌تواند منجر به افزایش قابل توجه کارایی شود.

the team is focused on maximizing efficiencies across departments.

تیم بر روی افزایش کارایی در سراسر بخش‌ها متمرکز است.

identifying redundancies can help improve operational efficiencies.

شناسایی زائدات می‌تواند به بهبود کارایی عملیاتی کمک کند.

they are evaluating different strategies to enhance efficiencies.

آنها در حال ارزیابی استراتژی‌های مختلف برای افزایش کارایی هستند.

efficiencies in logistics can reduce overall costs.

افزایش کارایی در لجستیک می‌تواند هزینه‌های کلی را کاهش دهد.

by collaborating, we can achieve greater efficiencies.

با همکاری، می‌توانیم به کارایی بیشتری دست یابیم.

efficiencies in energy usage are crucial for sustainability.

افزایش کارایی در مصرف انرژی برای پایداری بسیار مهم است.

training employees can lead to improved efficiencies in their work.

آموزش کارکنان می‌تواند منجر به بهبود کارایی در کار آنها شود.

efficiencies gained from automation can boost productivity.

افزایش کارایی حاصل از اتوماسیون می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید