effloresces

[ایالات متحده]/ˌɛfləˈrɛsɪz/
[بریتانیا]/ˌɛfloʊˈrɛsɪz/

ترجمه

v. شکوفا شدن یا تولید گل; تحت فرآیند فرسایش قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

effloresces in spring

شکوفه در بهار

effloresces with time

با گذر زمان شکوفه می‌دهد

effloresces beautifully

به زیبایی شکوفه می‌دهد

effloresces in sunlight

در آفتاب شکوفه می‌دهد

effloresces rapidly

به سرعت شکوفه می‌دهد

effloresces in nature

در طبیعت شکوفه می‌دهد

effloresces under pressure

تحت فشار شکوفه می‌دهد

effloresces with care

با مراقبت شکوفه می‌دهد

effloresces in color

در رنگ شکوفه می‌دهد

effloresces in beauty

در زیبایی شکوفه می‌دهد

جملات نمونه

in spring, the garden effloresces with vibrant colors.

در فصل بهار، باغ با رنگ‌های زنده شکوفا می‌شود.

as the project progresses, creativity effloresces among the team.

با پیشرفت پروژه، خلاقیت در میان تیم شکوفا می‌شود.

when nurtured, talent effloresces in young minds.

وقتی پرورش داده شود، استعداد در ذهن جوانان شکوفا می‌شود.

the artist's ideas effloresce into stunning works of art.

ایده‌های هنرمند به آثار هنری خیره‌کننده تبدیل می‌شوند.

with the right conditions, the plant effloresces beautifully.

با شرایط مناسب، گیاه به زیبایی شکوفا می‌شود.

during the festival, joy effloresces in the community.

در طول جشنواره، شادی در جامعه شکوفا می‌شود.

her confidence effloresces when she performs on stage.

وقتی روی صحنه اجرا می‌کند، اعتماد به نفس او شکوفا می‌شود.

new ideas effloresce during brainstorming sessions.

ایده‌های جدید در طول جلسات بارش فکری شکوفا می‌شوند.

friendships effloresce in times of shared experiences.

دوستی‌ها در زمان تجربیات مشترک شکوفا می‌شوند.

in the right environment, innovation effloresces.

در محیط مناسب، نوآوری شکوفا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید