eft

[ایالات متحده]/ɛft/
[بریتانیا]/ɛft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سوسمار کوچک آبزی; انتقال الکترونیکی وجه
Word Forms
جمعefts

عبارات و ترکیب‌ها

left eft

چپ چپ

eft tapping

تپیدن EFT

eft therapy

درمان EFT

eft technique

تکنیک EFT

eft practitioner

متخصص EFT

eft session

جلسه EFT

eft tapping points

نقاط تپیدن EFT

eft process

فرآیند EFT

eft protocol

پروتکل EFT

eft coach

مربی EFT

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید