eggbeaters

[ایالات متحده]/ˈɛɡˌbiːtə/
[بریتانیا]/ˈɛɡˌbiːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله آشپزخانه‌ای که برای مخلوط کردن یا هم زدن تخم‌مرغ‌ها استفاده می‌شود؛ اصطلاح عامیانه برای هلیکوپتر در انگلیسی آمریکایی

عبارات و ترکیب‌ها

eggbeater whisk

همزن دستی

eggbeater design

طراحی همزن

eggbeater motion

حرکت همزن

eggbeater technique

تکنیک همزن

eggbeater method

روش همزن

eggbeater style

سبک همزن

eggbeater attachment

لوازم جانبی همزن

eggbeater tool

ابزار همزن

eggbeater mixer

همزن مخلوط کن

eggbeater gadget

وسیله همزن

جملات نمونه

she used the eggbeater to whip the cream.

او از همزن دستی برای هم زدن خامه استفاده کرد.

he found the old eggbeater in the kitchen drawer.

او همزن دستی قدیمی را در کشوی آشپزخانه پیدا کرد.

using an eggbeater makes mixing batter much easier.

استفاده از همزن دستی باعث می شود مخلوط کردن خمیر بسیار آسان تر شود.

the eggbeater broke, so i had to whisk by hand.

همزن دستی شکست، بنابراین مجبور شدم با دست هم بزنم.

she prefers a manual eggbeater over an electric one.

او ترجیح می دهد از همزن دستی به جای برقی استفاده کند.

he quickly grabbed the eggbeater to prepare breakfast.

او به سرعت همزن دستی را برای تهیه صبحانه برداشت.

the recipe called for an eggbeater to mix the ingredients.

دستور العمل نیاز به همزن دستی برای مخلوط کردن مواد داشت.

she demonstrated how to use the eggbeater properly.

او نحوه استفاده صحیح از همزن دستی را نشان داد.

an eggbeater is essential for baking cakes.

همزن دستی برای پخت کیک ضروری است.

the eggbeater's speed settings allow for precise mixing.

تنظیمات سرعت همزن دستی امکان مخلوط کردن دقیق را فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید