elan

[ایالات متحده]/ei'laŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شور و شوق
Word Forms
جمعelans

جملات نمونه

they performed with uncommon elan onstage.

آنها با شور و نشاط غیرمعمولی روی صحنه اجرا کردند.

She danced with such elan that everyone was captivated.

او با چنان شور و نشاطی می‌رقصید که همه را مجذوب خود کرد.

His elan and charisma make him a natural leader.

شور و نشاط و کاریزمای او او را به یک رهبر طبیعی تبدیل کرده است.

The artist performed with great elan, drawing the audience into the story.

هنرمند با شور و نشاط فراوان اجرا کرد و مخاطبان را وارد داستان کرد.

She tackled the project with elan, completing it ahead of schedule.

او پروژه را با شور و نشاط پیش برد و آن را زودتر از موعد به اتمام رساند.

The team's elan and determination led them to victory.

شور و نشاط و اراده تیم آنها را به پیروزی رساند.

His elan for life is infectious, inspiring those around him.

شور و نشاط او برای زندگی مسری است و الهام بخش کسانی است که در اطرافش هستند.

The young entrepreneur approached the challenge with elan and creativity.

کارآفرین جوان با شور و نشاط و خلاقیت با چالش روبرو شد.

She faced the difficult situation with elan, refusing to give up.

او با شور و نشاط با این شرایط دشوار روبرو شد و از تسلیم شدن امتناع کرد.

His elan in public speaking made him a sought-after keynote speaker.

شور و نشاط او در سخنرانی عمومی او را به یک سخنران کلیدی مورد تقاضا تبدیل کرد.

The team's elan and cohesion were key factors in their success.

شور و نشاط و هماهنگی تیم عوامل کلیدی موفقیت آنها بودند.

نمونه‌های واقعی

[Elan] My name is Elan and I am five years old. I am from Lyme, New Hampshire. And my question is why can't dogs eat chocolate?

[Elan] اسم من الانه و من پنج سال دارم. من اهل لایم، نیوهمپشایر هستم. و سوال من این است که چرا سگ ها نمی‌توانند شکلات بخورند؟

منبع: but why

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید